<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067</id><updated>2011-04-22T06:47:18.425+04:30</updated><title type='text'>سلام</title><subtitle type='html'>وبلاگی شامل معرفی و نقد وبلاگهای شما وخیلی مطالب دیگر</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>24</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113356134784419666</id><published>2005-12-03T01:39:00.000+03:30</published><updated>2005-12-03T01:39:07.846+03:30</updated><title type='text'>بازگشت به خویشتن</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;ربِ ا شرَح لی صَدری وَ یَسِّر لی اَمری وَاحلُل عُقدَة ً مِن لِسانی یَفقَهو قَولی .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;چندی قبل در نقد افکار و نوشتار صاحب &lt;/span&gt;&lt;a href="http://brainbreach.blogfa.com/"&gt;وبلاگ تناقضات &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;، مرقوماتی قلمی نمودم که خوشبختانــــــــــــــه واکنش ایشان را موجب گشته ،  اسباب خوشحالی راقم را فراهم نمود . شادی ام ازین جهــــــت بود که اساسا هدف غائی  از نگارش این بررسی ها ، در حقیقت گفتگو و تبادل اندیشه ها و تضــــــــــــــــــــارب افکار است تا ازین رهگذر دانشتوشه ای نصیب طرفین گشته  ، نتایجی حاصل شود .نگارنــــــــــــــــــــــــــــــــده این سطور ، علی الاصول تکلم وحده  را بر نمی تابد چه ، تکلم و سخن و بیان یک جانبه یا بعبارتی سخنرانی یا خطابه ، یکطرفه بقاضی رفتن است و بنوعی بی عدالتی در مباحثـه .مگر در مواردی خاص که رابطه استاد و شاگردی و اختلاف معتنا به میزان دانش مطرح باشـــــــــــــــــــــــدکه حتی در این مورد هم پیشینیان ما ، رسم اشکال و استشکال را قائل بوده اند و عامل .و اما بعد ، نویسنده گرانقدر وبلاگ تناقضات دچار سو ء تفاهمی گردیده که مع الاسف رایج اســـــــــــت ونَقل و نُقل محافل مخالفین توحید . و آن اینست که صغری و کبرای بحثش نا متجانس و نا هماهنـــــــــگ است . صغرای او اینچنین است : پیامبران ، العیاذ بالله ، کذاب بوده مطالبی  که خود ساختــــــــــــــــــه و پرداخته اند را بخداوند نسبـــــــــــــــــــــت داده ، خود را فرستاده وی معرفی نموده اند . و کبرایــش تکذیب وحدانیت یا اساسا وجود خداست . در حالیکه نتیجه حاصل از این مقدمه عبارت از اینــــــــــــــــــــست که پیامبران لا محاله دروغگو بوده اند ، رسالت و پیامی از جانب خدا نداشته اند و یا بعبارت دیـــــــــــــــــــــگرخدای حقیقی خدائی نیست  که آنها معرفی کرده اند و مختصات و مشخصاتی دیگر گون دارد .مثال : اگر من در این وبلاگ مطالبی  که روحتان هم از آنها خبر ندارد را بشــــــــــــــــــــــما نسبت دهم ،آیا می توان باین دلیل ، در وجود شخص شما تردید روا داشت ؟ خیر ! ، در واقع باید گفت گوینــــــــــــــده این سخنان دروغگو بوده ، مطالبی ساخته ذهن خود را بسامان نسبت داده ، نه اینـــــــــــــــــــــــــــــــکه اصلا و ابدا سامانی وجود ندارد .پس کبرای بحث شما طبق برهان عقل اینچنین می گردد که خدائی را که ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن پیامبران معرفی نموده اند ، خدای حقیقی نیست و این سخنان تهمتی نارواست که بــــــــــــخدا نسبـت داده اند . خدای واقعی مشخصات و صفاتی دیگر دارد ورای سخن این پیامبـــــــران دروغگو ! .خوب حال باید از شما پرسید این خدای مورد قبول و تائید شمـــــــــــــــــــــــــــــــــــا چه ویژگیهائی دارد ؟چند سالش است ، زن و فرزند دارد یا نه ، روی تخت است یا زیر تخت است ، در کجای این کـــــــــــــــــرهخاکی است ، قد بلند و چهار شانه است یا نه ، زیباروی است یا زشت سیما ، خوش اخلاق است یــــــا بد اخلاق ، چه غذائی را می پسندد ؟؟!. ایکاش خصوصیات خدای خود را توضیـــــــــــــــــحا می فرمودیــد تا بیشتر با او آشنا می شدیم .اگر هم منکر وجود خدا هستید تصدیق می فرمائید که راه درستی را برای انـــــــــــــــــــــــــــکار ، انتــخابننموده اید . کذب راوی بهیج روی ، دلیل بر عدم وجود یا حتی نقص متراوی نمی تواند باشد . شما بر اساس منابعی (که ایکاش این منابع را ذکر مینمودید تا به صحت و سقمــــــــــــــــــــــــــشان پی می بردیم ) معتقدید پیامبران الهی کذاب بوده ، مطالب ساختــــــــــــــــــــه ذهن خویش را بخدا نسبـــت داده اند . ما هم بر اساس منابعی ، که منابع اسلامی و شیعی اظهر من الشمـــــــــــــــــــــــــــس استنزد ارباب تحقیق ، معتقدیم که حکمت بالغه خداوند ایجاب میکند پیامبرانی را بـــــــــــــــــــــــــرای هدایت بشر ، برسالت مبعوث نماید . اما اکنون نه به انبیاء الهی دسترسی داریم نه به صاحبـــــــــــــــــــــــان آنمنابع . این بحث هم یک مباحثه عقلی و کلامی اســــــــــــــــــــــــــــت نه نقلی و تاریــخی ، و فرصتی و سنخیتی برای بحث نقلی و علم رجال وجود ندارد که آن مجال و مقالی فراخ تر می طلبد .اما یک اصل پذیرفته شده و بدیهی عقلی هست بنام اصل تواتر . باین معنا که اگر شــــــــــــــــــــــــــــــما ، بر سبیل مثال ، سوار بر مرکب خویش ، مشغول عبور از خیابانی باشید و یک رهگذر کامـــــــــــــــــــــلا ناشناس ، بدون ارائه هیچ منطق و دلیلی، در یک جمله بشما بگویــــــــــــــد این خیابان بن بست است یا در ادامه راه ، خطری شما را تهدید می کند  ، شما ممکن اســـــــت این سخن را از آن یکنفر نپذیرید ،که البته بیشتر افرادِ حتی نسبتا عاقل می پذیرند ، چون فرض را بر عدم انتـــــــــــــــــــــــــــــــفاع گوینده می نهند ، اما  اگر در طول مسیر ، شخص دیــــــــــــــــــــگری که با نفر اول هیچ ارتباطی ندارد نیز همین مطلب را بشما متذکر شود ، اگر عاقل باشید باید اندکی در ادامه مسیر تردید کنید .حال اگر نفر سومی هم باین افراد اضافه شد ، شما بر اساس قاعده  عقلی « تواتــــــــــــــــــــــــــــر » (و همچنین قاعده منطقی و عقلی « دفع ضرر احتمالی » که شرط عقل است) می بایست برگردیــــــــــد .(فرض انتفاع این چند نفر هم بدلیل عدم ارتباطشان ، باطل و مردود است . قطعا نمی خواهیـــــــــــــــــد بگوئید موسی و عیسی و نوح و آدم و ... (ع) همه عمال و فرستادگان شخص بخصوصی بوده انـــــــــــــدکه برای سر کیسه کردن مردم ، آنها را فرستاده و نهایتا یکجا جمع شده ، منافع را تقسیم کرده انــد !! .)حال اگر شخصی که کنار دست شما در ماشین نشسته بشما بگوید  « تا اندیــــــــــــــــــــــــشه هست هیچکس حتی دین ، حق دستور دادن بتو را ندارد » در جوابش همــــــــــــــان حالی را پیدا می کنید کهما در مقابل منکرین معاد احساس می کنیم .قسمتهائی از تورات و انجیل تحریف شده را بازگو نموده نتیجه گرفته ایـــــــــــــــد که این مفاهیم ، ممکننیست کلام خدا باشد . ما هم معتقد به غیر عقلائی بودن این مطالب هستم و قائــــــــــــــــــــــــــــــلیم به اینکه تورات و انجیل تحریف شده و در گذر زمان مورد دستبرد نامردمـــــــــــــــــــــــــــــان واقع شده .فرموده اید تحریف تا چه حد ؟! . برادر عزیـــــــــــــــــــــز تحریف که حد و حصر ندارد . هر گفته یا نوشته ای را می توان ، بسته به انصاف محرف ، مورد تحریف لفظی یا معنوی قرار داد . حدو حســــــــــــــــــــــــابی هم در کار نیست . من براحتی خوردن یک جرعه آب ، می توانم همینجا و در همیــــــــــــــــــــــن نوشتارمطالبی را بشــــــــــــــــــما نسبت دهم و مدعی نقل قول آنها از شما شوم که دقیقا عکس نظرات شما باشد . فرد دیگری نیز مطالبی دیگرگونه را بشـــــما نسبت دهد ، آیا از این تحریفات می توان نتیــــــــجه گرفت و گفت که اکنون ما با سه سامان با سه طرز فکر مختلف روبرو هستیم پس اصلا ســــــــــــــامانی وجود ندارد ؟!! . تحریف تا چه حد ؟!! تحریف و دستبرد سخن  چون کاری غیر منــــــــــــــــــــطقی و غیر منصفانه اســت ،نمی تواند در چهار چوب منطق و انصاف قرار گیرد . تحریف که حد و حساب ندارد . پس در این مورد تصادفا با یکدیگر اتفاق نظر داریم . ما هم قائلیم به اینکه  تورات و انجیـــــــــــــــــل فعلی ، فی الجمله با هیچ منطقی سازگار نیست . مصادیقش را هم شما به احســــــــــــــــــــــــــــن وجه ذکر کردید که تردیدی در درستی آنها وجود ندارد .واما در مورد قرآن و تخت ! . اینکه قرآن کلمه عرش را ذکر فرموده این واژه واجـــــــــــــد مفهومی غیر مادی است . نه تختی که امرا و سلاطین روی آن می نشینند ، برادر محقق من !! .حدود هزار و چهار صد سال است که خداوند بتوسط قرآن فراخوان بزرگی را معمول داشتـــــــــــــــــــه و آن آیتین کریمتین  «  وان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتو ا بسوره من مثله و ادعو ا شهدائــــــــــکممن دون الله ان کنتم صادقین ــ۲۳ــ فان لم تفعلو او لن تفعلوا فاتقوا النار التی وقودها النــــــاس والحجارهاعدت للکافرین ــ۲۴ــ » ( بقره ۲۳ و ۲۴ ) است .اگر شما و همفکرانتان ، منکران توحید و معاد ، قائلید به اینکه این قرآن ساختــــــــــــــــــه و پرداخته ذهنو اوهام و قوه تخیل پیامبر است ، چرا ، واقعا چرا در طول این هزار و جهارصد ســــــــــــــــــــــــال هیچکس نتوانسته سوره ای مانند سوره توحید ، ناس و...  ، با چند جمله کوتاه بسازد . این وعــــــــــــــــده الهی است لن در لسان عرب نفی ابد می کند ، یعنی نمی توانید و ابدا نخواهیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد توانست شبیه این قرآن را حتی با کمک گرفتن از همه منکرین الهی بودن قرآن، بسازید.اگر می گوئید ساخته اند ، خوبش را هم  ساخته اند !! قطعا منظورتان سوره مبارکه !!؟ « الفیل ما الفیل و ما ادریـــــــــــک مالفیل ، فیه خرطوم طویل » !! که نیست . پس لطف فرموده ، از تحقیقات وسیع و منـــــــــــــــــــــــابع غنی تان کمک گرفته  ، مثالی بزنید تا ما هم استفاده کنیم .این بیان شما راجع به تخت ، مرا بیاد مباحثه ام با دوستی انداخت در ایام تحصیـــــــل ، در موضوع هفت آسمانی که در تعالیم اسلامی مورد تذکار  قرار گرفته و اظهارات آن دوست ، که اکنون دکتر داروســاز این کشور پهناور محسوب می گردد ، مبنی بر اینکه منظور از هفت آسمان ، آســــــــــــــــــــــــــــمانی است فوق این آسمان و آسمانی دیگر بالای آن و هرکدام را نیز کراتی در میان ؟!! و پوزخندی !، و اشـــاره حقیر سراپا تقصیر به اینکه منظور از هفت آسمان و عالم برزخ و قیامت مفاهیمی معنــــــــــــــــــــــــــوی است که با چشم سر ، قابل رویت نیست . منظور بیان درجات است . همانگونه که در تعالیـــــــــــــم اسلامی ، عالم برزخ بطن و درون و معنای این عالم و عالم قیامت بطن و معنای عالم برزخ و خداونـــــــــــــــــــد نیز در مرکز پرگار و معنویت همه اینهاست و بر همه احاطه علمی دارد . اشکال کار از اینجا ناشی می شود که شما و همه منکران معاد ، در واقع فقط آنچه را که بچشم سر مرئی باشد قبول می کنیــــــــــــــــــــــد یا مانند بیان معزوف آن جراح کم معرفت : هرآنچه زیر تیغ جراحیم ببینم را می پذیرم ولاغیر !!.و اشکال عمده تر اینکه ، نامتناهی ، بسادگی در فهم و ادراک متناهی نمی گنجد ، مگر متنــــــــــــاهینیز ، خود را به عدم تناهی  نزدیک نماید .طبق تعالیم قرآن ، خداوند خالقی است مستجمع جمیع کمالات و منزه از تمامی عیـــــــــــوب و نقائص . ایراد و نارسائی این تعریف در کجاست ؟ .نکته دیگری که طبق برداشت من سو ء تفاهمی برای شما ایجاد کرده موضوع جبر و اختیـــــــــــــار است که این مسئله صرفا مربوط بشخص من یا شما نیست . قرنهاسـت که متفکرین اسلامی و غیر اسلامی  موضوع پیچیده جبر و اختیار را به مباحثه و مذاکره بنشسته و هرکدام نظری داده انـــــــــــــــــــــــــــــــــد . حتی اهل سنت نیز ، در موضوع عدل الهی و جبر و اختیـــــــــــــــــــــار ، نظراتی ارائه نموده اند که از قضا هیچ اشکالی هم ندارد و در همه علوم حتی بشری ، اتحاد و اختلاف نظر امری رایج و معمــــــول است .  و ازین میانه فرمایش امام صادق ع منطقی تر بنظر می رسد : لا جبر و لا تفویض ولکن امر بین الامرین .نه آنچنان است که خداوند به اصطلاح کلید دستگاه آفرینش را زده و خود به کناری نشستـــــــــــــــــــه وابدا دخالتی در امور نمی نماید و نه آینچنین است که بشر هیچ اراده و اختیاری  نــــــــــــــــدارد و تغییری در سرنوشت خود ایجاد نتواند کرد .امیر مومنان فرمود ( قریب به این مضامین) : اگر نبود یک آیــــــــــــــــه در قرآن ، سرنوشت همه خلایق راتا قیامت ، جزء بجزء بیان می کردم و آن آیه این است : یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب .در حقیقت خدای تعالی ، مقدرات ابناء بشر را الی یوم القیامه ، تعیین نموده و بر آن علــــــــــــــــــــــــــمو اطلاع و احاطه دارد ، اما این مقدرات با عواملی چند ، از جمله تلاش و سعی و کوشش بشــــــــــــــــرو دعا و در خواست خالصانه انسان از درگاه احدیت و نهایتا خواست و اراده باریتعالی قابلیــــــــــــــــــــــت محو و اثبات دارد . کجای قرآن دستور قتل یا کتک زدن افراد را بخاطر اختلاف اندیشه صادر نموده است . مگر آنکســــانی که شمشیر بدست گرفته بجنگ مسلمین آمده باشند . مطالب جدید التاسیــــــــــــــــــــــــسی !! از محقق گرانقدر می شنویم که جای تامل دارد !!. ممنون که بمن پیشنهاد دادید قرآن را بدقت بخوانم که این نوعی امر بمعروف است و جای تشـــــــــــــــکر دارد . قبول دارم که اکثریت منکرین و یا حتی معتقدین  بقرآن با آن بیگانه اند . چرا که این حقیـــــــــــــــــر سراپا تقصیر ، تضمین می کند و روی عرض خود نیز پای میفشارد که منکرین حقانیــــــــــــــــت قرآن ، اگر یکبار ، فقط یکبار برای همیشه ، ترجمه قرآن را ، بدون پیش داوری و با توجه و اخلاص و رجـــــــــــــــــــوع به ذات پاک و خدا جوی خویش و از سر حق طلبی بخوانند ، قطعا اعـــــــــــــــــــــــــــــجاز قرآن در آنها نیــز ، مانند معاصرین پیامبر تاثیر خواهد کرد . در مورد فلسفه حج ، فلسفه ای که صــــــــــــــدها جلد کتاب ، بصورت مقدمه ای برآن نــــــــــــــــگاشتـه  شده  ، چگونه میتوان در یک دو جمله ، آنرا نکوهید یا  ستود .سعی حج ابراهیمی ، یاد آور تلاش انسانی است ازخود گذشته و در پی حق بنام هاجر ، که بــــــــــرای یافتن آب معرفت و حقیقت ، این صحرای لم یزرع را در نوردید . یاد آور ایثـــــــــــــــــــــــــــار انسانی اسـت موحد و پاک ، بنام ابراهیم ، که بمجرد شنیدن فرمان یار ، ترک دیار نموده ، حتی از فرزند خویش نیــز در  ره آن معبود ابدی و ازلی  گذشت . خانه کعبه نمادی است از بیت الله ، برای ایجاد وحدت بین مسلمیــن و داشتن قبله  واحد . نمادی که در ایام حج هر بیننده مخلصی با دیدن این همه انسان که بدور قبــله ایواحد  در چرخشند را  به تعظیم و تکریم وا می دارد  . رمی حج ابراهیمی ، دور کردن شیـــــــــــــــــــــطان نفس است که اژدر هاست و هرگز نمی میرد و نه صرف سنگ زدن بر سنگی بی جــــــــــــــــــــــــــــــان .جسارتا پیشنهاد می کنم علاوه بر تاثیر گرفتن از سخن اطرافیان ، برخی کتــــــــــــــــــــــــــــــب اسلامی (مانند فلسفه و اسرار حج ) را مطالعه کنید . دستور قرآن هم همین است : همه چیـــــــــــــــــز را بخوان و بشنو و بهترین را برگزین .در مورد فصاحت قرآن و نهج البلاغه ، که فرمودید ، اولا فصاحت و بلاغــــــــــــــــــــت مربوط به نفس مطلب و صرف عبارات آنست و نه تاریخچه اش ، ثانیا اینکه شنیده اید امیر مومنان قــــــــــــــــــــرآن را جمع آوری نمود و نزد عثمان آورد ، قرآن بوده بعلاوه شان نزول و تفاسیرش که چون با مذاق آنان نمی ساخته آنــــرا بازگردانده اند.هیچ مورخی ، چه اهل سنت و چه شیعه امامیه ، قائل به تغییر و تحریف تک تک آیات قرآننیست . حتی ممکن است بعضی قائل به جابجا شدن برخی آیات باشند ، اما کلیــــــــــــــــــــــــــت آیات از گزند تحریف بدور مانده است . شما از این محققین و روحانیــــــــــــــونی که نام بردید ، چه اهل تسننچه شیعه ، یکنفر را مثال بزنید که قائل به تغییر و تحریف آیات باشد . روایات مختــــــــــــــــــــــــــلفی هم که شنیده اید ، در مورد قرائت قرآن است نه معنا و مفهوم آن .اینکه می بینید قرآن و نهج البلاغه ، در جایجایش موارد متفاوتی هست و نه متناقض ، بخاطــــــــــــــــــــرمجمع الطرفین بودن وچند وجهی بودن اینهاست و ازقضا همیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن از اعجاز است و موید حقانیت این دو .بقول مرحوم مطهری هیچ کتاب و سخنی را در تاریـــــــــــــــــــــــــــــــــــخ نمی یابید که مانند نهج البلاغه(وقرآن) چند وجهی باشد . بعضی خطب عالمانه ، بعضی شجاعانه ، برخی زاهدانه ، برخی عارفانه ....و حقا فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق است . و حافظ و ســـــــــــــــــــــــــــعدی هم که بنــده خدا ، خودشان ، سحر کلامشان را وام گرفته از قرآن می دانند ، چه رسد به دیگران .شما لازم نیست دهها اشتباه عقلی و منطقی تسلیم کنید ، اگر حـــــــــــــــــــــــــــــــــــقا و انصافــــا یک اشتباه منطقی و کلامی از نهج البلاغه (قرآن پیشکش) ، استخراج نمودید من همه اعتقاداتـــــــــــــــم را منکر می شوم . از این لحظه ببعد بنده منتظرم !! . امیــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوارم انتظارم به اندازه هزار و چهارصدو اندی سال طول نکشد !! .نکته دیگر اینکه اگر شما توانستید « با البداهه »  دو جمله معنی دار بـــــــــــــــــــدون الف ، یا بدون نقطه ، انشاء نمائید ، همان میکنم که عرض کردم . باز فصاحت و بلاغتش  و خطبه بودنش پیشکش وجــــــود شریف ، فقط دو جمله که معنا داشته باشد .در حالیکه امیر المومنین خطبه ای دارد بدون الف خطبه دیگری بدون نقطه .در طول تاریخ اولین کسی هستید  که منکر فصاحت و بلاغت نهج البلاغه شده است !! و از ایــــن منظر ،باید به شما تبریک گفت و نام شریف شما را در کتاب اولین ها ثبت نمود !!؟ . خواهش می کنم این جمله خود را فقط یکبار ، یکبار دیگر بخوانید تا به منطق ضعیف خود پی ببرید :&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;«اما حرفهایی که در آخر نوشتارم زده بودم..." ایرانی ها از همه با هوشترند" شما میتوانید صحت   نوشته ها مرا از دوستانتان بپرسید! نظرشان را در مورد هوش ایرانی بپرسید!اگر جوابی به غیر از این رسیدید من در خدمت شما هستم!! متاسفانه ایرانی ها از مغرور ترین ملتها هستند!»&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;اگر دوستان شما بشدت مغرورند به دوستان ما چه ربطی دارد.  قربان تحقیـــقاتت بروم !!ما می گوئیم جهان و هرچه در آن است مخلوق خداست ، شما کافرین محترم ، جهــــــــــــــان را مخلوق که و چه می دانید . نظریات الحادی که ، فکر می کردم با شوروی سابق از هم پاشیده و نابــــــــــــــــــود شده است . سوال : این مطالبی که شما بیان میکنید ، از بدو تولد که باشما نبوده ، بوده ؟ از جائی یا کســـــــــــــی یا محیطی یا کتابی یا ...تاثیر گرفته اید و با برهان عقل به انتاج و بیان رسیده اید . منهم همین را گفتم . شما فرمودید از قول ابوی گرام ، که باید نظرت را برای خودت نگه داری این بنده شرمنـــــــــــــــــــــده هم عرض کرد باب اظهار نظر ، باید مفتوح باشد ، نه اینکه هرچه پدرانمان گفتند بدون مطــــــــــــــــــــــــــالعه بپذیریم . اما تصادفا با این عقیده شما موافقم که برخی مسلمین و حتی شیعیان ، دینشـــــــــــــــــــاندین تحقیقی نیست ، آباء اجدادی است که اینهم دلیل بر رد یا تایید آن دین نمی تواند باشد .هیچکس بخاطر اینکه محمد ص را پیامبر خدا نمی داند نباید بمرگ محکوم  شود و نمی شود . اگر چنین بود که اکنون یک مسیحی یا یهودی یا زرتشتی را زنده نمی دیدید . توهیــــــــــــــــــــن حکمش با انتقاد و اظهار نظر و تردید متفاوت است . علی رغم اینکه همیشه انتقاداتی که از خودم می شود را می پذیرم و در مقابــــــــــــــــــــــــــــــــــل آنهاسر تعظیم فرود می آورم و سعی در توجیه و تفسیر «اشتباهات» خود نمی کنم ، بایـــــــــــــــــــــــــــــــدعرض کنم حقایق پنهان ، مفهومی فراگیر است و شامل حقایق بنهفته در همه چیز می گردد .در جواب سوال آخرتان هم باید عرض کنـــــــــــــــــــــــــــم ، همیشه از خدا خواسته ام که حقایـق امور را بمن بنمایاند ، نه ظواهر آنها را . و اینکه اگر من در آلمان ، فرضا متـــــــــــــــــــــــــولد می شدم و یــــــــک مسیحی خوب می بودم هیچ تفاوتی نداشت  چرا که :ان الذین آمنو والذین هادو و النصاری و الصابئین من آمن باالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلــــــــــــــــــــهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون . (بقره ۶۲)طبق فرهنگ قرآن هر کس با هر دینی شرط رستگاریش « ایمان بخدا و آخرت و عمل صالح » است .و ... همه نظرات و بیانات شما نفی بود و بس !، ایکاش  نظر ات و اعتقاداتتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان را اظهار می کردید ، تا ما هم بفهمیم شما واقعا به چه چیز معتقدید ، به اصالت عقل یا اصــــالت علم یا ... و در مجموع دیدگاههای خود را اثبات می نمودید و نه نظرات مرا نفی . توصیه این ناچیز به شما دوست خوبم ، باز گشت به خویشتن خویش است و گریز از این روحیــــــــــــــــه تنکیر و تنافی و تنفیر همه چیز و همه کس .و در نهایت خوشحالم از اینکه خداوند توفیق عنایت کرد تا بخشی از معارف حقه شیـــــــــــــــــــــــــــعه رابیان نمایم و بخشی ازین توفیق را مدیون و مرهون شما دوست عزیز هستم .اگر در خلال بیان دیدگاهها و اظهار نظراتم ، برداشت و تلقی توهین آمیز نمودید ، بدانیــــــــــــــــــــــــد که منظور نظرم توهین و بی احترامی به جهان بینی شما نبوده است . بابت مطاوله کلام نیز معذورم بدارید . والسلام  و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین . &lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;ضمنا نگارشات سامان عزیز ، در قسمت نظرات &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;a href="http://www.haghayeghepanhan.blogfa.com/post-113.aspx"&gt;پست نقد وبلاگ تناقضات &lt;/a&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; قابل مراجعه است .  &lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113356134784419666?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113356134784419666/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113356134784419666' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356134784419666'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356134784419666'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/12/blog-post_113356134784419666.html' title='بازگشت به خویشتن'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113356126674300819</id><published>2005-12-03T01:37:00.000+03:30</published><updated>2005-12-03T01:37:46.743+03:30</updated><title type='text'>نقدٌ علی نقد</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;پس از نگارش و انتشار نقد وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://jj.blogfa.com/"&gt;تنهاترین سعید دنیا&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، دوستی در نظری ، البته دوستانـــــــه ، راقم اینسطور را بلطف خود بنواخته بود !. حقیر نیز ، من باب تشکر ، مطلبی در همانجا قلمی نمودم . امـــــا از  آنجا که احتمال دادم ، شاید این سو ء تفاهمات در برخی دیگر از مخاطبین نیز ایجاد شده باشــــد ، لازمدیدم این نوشته روشنگر را ، بجهت تنویر لااقل نسبی افکار مراجعین ، در متن وبلاگ نیز منعکس نمایم . متذکراعرض می کنم که نوشته آقای بزرگمهر آزادی در قسمت نظرات &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.haghayeghepanhan.blogfa.com/post-135.aspx"&gt;پست قبلی&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; قابل مراجعه میباشد.                                                          (image placeholder)رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهو قولی .سلام ! بحضور انور برادر عزیزم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://ayapir.blogfa.com/"&gt;بزرگمهر آزادی  &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;: 1- نقد،ذاتا مقوله ای است که باعث تقابل و تضارب افکار می گردد و هر کس می تواند بصـورتی که ازمرزوهن عبور ننماید ، اظهار عقیده نماید .2- اگر شما با صرف هزینه مجله ای خریداری نمائید و بعد از بررسی آن متوجه شوید که از ابتدا تا انتــــهاحرف مثلا «ج» را باین صورت «ج ج ج ج ج ج » تکرار کرده ودر مقابل اعتراض شمـــــــــــــــــــــا ، از آزادی و آزادگــــــــــــــــــــــــــــــی سخن گوید و جمله « دعوتت که نکرده بودیم » را بشما تحویــــــــــــــــــــل دهد ، همان جوابی را باو می دهیــــــــــــــــــــــد کــه اکنون راقم ایـــــــــــــــن سطور ، سعی در بیان آن دارد .3- اگر کسی وبلاگی بسازد و حرفی برای گفتن داشته باشد (نه مثل ج ج ج ج !! که وقت مخاطــــــــــــب ، کـه هزینه ایــــــــــست که او در قبال وبلاگ پرداخت کرده و در مقابل آن صاحب حق شده  را بهدر دهد )مثل وبــلاگ شما ، که بزعم نگارنــــــــــــــــــــــده این سطور لااقل قابل بررسی است ، دست او را در اینآشفته بازار نویسنـــدگی نه که باید فشرد ، بلکه بایـــــــــــــــد بوسیـــــــــــــد . مرقوم فرموده ایــــــــــــــد « این یک دنیای مجازی است ، برای درد دل ، تبـــــادل اندیشه ، نظر ، ایده ، آشنـــــــــــــــــــــــــــــــــائی با دیگر آراء و تفکرات » . که اتفاقا هیچ اشکال شرعی ندارد ، بشرطی که حــــــرف دلی برای گفتــــــــــن باشــــــــد و انـــــــــــدیشــــــــــــه ای بــــــــــــرای اظهار و ایده و فکری برای بیان یا حتی برای نقد یا حتی ایـده ای بغایت غیر منطقی و غیر عقلائی !!. ولی ایده و نظر و اندیشه ای باشد .  4- قطــــــــــــعا و جزما منظورتان از منبری بودن و مرجعیت و استیل آخوندی ، استفاده از کلمات و عبارات وزین و مُعَنـــــــی نیست، چرا که اگر اینچنین باشـــــــــــــــــــــــــــــــد سعـــــــــــــدی و حافظ و مولوی را ،اگر اکنون بودند ، بیشتر از راقم می بایســت بباد انتقاد می گرفتیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد . قطعا در پاسخ نخواهید گفت که آنها متعلق به زمانه خویــــــــــــش بودند و تــاریخ مصرفشـــــــــــــــــــــــــــان تمام شده و ایضا نخواهید گفت که « خود را با سعدی قیاس می کند » که منظورم قیــاس کلی و موضـــــــــــــوعی است نه قیاس مصداقی . ( اگر متــــــــــــــوجه نمی شوید ، لطفا بگوئیــــــد تا توضیـــــــح دهـــــــــــــــــم ..... و گرنـــــــــــه مرا به آخوندی بودن و ... متهم می کنید !!) . اگر شما در زمان ساخــــــــــــــــــــــــت فیلم مثلا گنج قارون حضور داشتید و با نقدهای برعلیه آن مواجه می گشتیـــد ،  سازنده آن فیلم با ارزش !! را مبرای از هر نقدی قلمداد نموده ، ازدیــــــــــــــــــــــد و نگاهآزادی خواه !! شما اصلا و ابــــــدا نمی بایست به چنین فردی که شعور مخاطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب رامورد وهن و وقتـــــــــــــــــــــش را بمعنای واقعی کلمه تلف نــــموده ، انتقادی کرد و اورا از فیلم ساختــن مایوس نمود . این دنیا دنیای مجازی است و همه آزادنــــــــــــــــــــــــــــد هرچه می خواهند بگویند حتی ج ج ج ج ج ج !! . یا « گنج قارون نمی خوام ، مال فراوون نمی خوام ... » !! .5- من بـــــــــــــــــــــارها و بــــــــــــارها در نقدهایم ، که برسبسل اتفاق بدرخواست منقَدین ( اگر خیلی آخونــــــــــــــــــــــــدی اســــــــــــــــــــــــــت می نویسم نقد شوندگان) نگاشته شده ، عرض کــرده ام کهبهیچ روی نه مدعی داشتن وبلاگ و قلمی بی نقص بـــــــــــــــــــــــوده ام ، نه قصد تخریـــــــــــــــــــــــــبو تصنیم  کسی را داشته ام و همیشه امیدوار بوده ام که شخصی منــــــــــــــــــــــــــــــصف  ،در مطلبی مبسوط و مدلل و نه منحصر به چهار کلمه از سر عصبیت ، قلم و وبلاگ مرا نقد نموده تا چراغ راهم شود.6- علی رغــــــــــــــــــــــم نظری که شما نسبت به وبلاگ و قلم حقیر دارید ، من معتقدم که جریده شما دســــت کم قابل بررسی است و حرفــــــــــــــــــــــــــــــــــــی و مفهومی برای انتقال در بردارد . صرف نظر از اینـــــکه آن مفهوم چه باشد و نویسنده اش که باشد .7- اقــــــــــــــــــــل مصداق اعتقاد من به آزادی بیان و عقیده ، ماندگاری کلام شماست در قسمت نظرات حقایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــق پنهان . با قطع نظر از اینکه زیاد منصفانه نیست و دلائل مطرح شده و صفات ارائه شده جهت نـــــوشته های راقم ، هیچکدام فی حد ذاته ، عیب محسوب نمی گردد .8- جهت قضاوت مخاطبین ، راه زیاد دور نیست ، کافیـــــــــــــــــــــــــــــست مطالب صفحه نخست وبلاگتنها ترین سعیـد دنیــــا ، در آدرسhttp://jj.blogfa.com/ تا تاریخ 28/9/84، مورد بررسی و نظر قرار گیرد. 9- هیچکدام از عرایض فوق دلیلی بر بی احترامی نگارنده این سطور به نویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــسنده وبــــــــــــــــــلاگ مذکور (تنهاترین ...) نمی باشد .10- همیشه و در همه حال از نقد و انتقاد منصفانـــــــــــــــــــه ، دفاع و استقبال نموده ، از اینــکه افتخار داده ، اثـــــر ناچیز حقیر را مطالعه نمودید و نظر دادید ، سپاسگذارم .فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ......  و اینهم قولی بود .                                                                             یا حق حسین ظهوری&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113356126674300819?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113356126674300819/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113356126674300819' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356126674300819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356126674300819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/12/blog-post_113356126674300819.html' title='نقدٌ علی نقد'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113356121946712043</id><published>2005-12-03T01:36:00.000+03:30</published><updated>2005-12-03T01:36:59.466+03:30</updated><title type='text'>نقد وبلاگ تنها ترین سعید دنیا</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;وبلاگ :&lt;/span&gt;&lt;a href="http://jj.blogfa.com/"&gt; تنهاترین سعید دنیا&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع : شخصینویسنده : سعیدبررسی و معرفی را از نام وبلاگ آغاز می کنم که هم نامی غیر معمول است و نا متــــــــــــــــــــــــــــعارف و هم غیر معقول و نا متجانس . اساسا باید دانست که هر جدیدی بدیع نیست و هر بدیعی هم جــــذابنمی تواند باشد . در مورد عکس مولف که بر تارک وبلاگ تقریر گردیده نیز ، بطریق اولی می تــــوان گفتاشتباه برخی جوانان و حتی مجربین این دیار این است که فی الجمله ، مشهوریت را  با محبوبیــــــــــتاشتباه می گیرند . انسان ذاتا موجودی جمال پرست است و زیبائی را در اشکال مختـــــــــــــــــــلفه اش تحسین می نماید . این تصویر ممکن است جزء مشهور ترین عکس های عالم وجود گردد اما قطعا بدلیل نازیبائی ، از محبوب تریــــــــــــــن ها نخواهد بود . این یک مطلب و نکته دیگر اینکه قبل تر هم عرض شد  ، تقریر تصویر بر سردر وبلاگ ، بیشتر زیبنده نویسندگان شهیریست که چهره آشنائی نـــــــــــــــــــــدارند و خوانندگان مطالبشان مشتاق و کنجکاو دیدن تصویرشان هستند . نویسنــــــــــــــــــــــــــــده اول باید به نوشته اش برسد و بعد در مراحل  اُخری به تصویرش بپردازد .قالــــــــــــب ، از قوالب آشنای بلاگفاست که بیانی جهت تبیین نمی گذارد .بروز کردن وبلاگ متاسفانه آنقدر دیر بدیر است که عملا ارتباط منطقی خواننده را با وبـــــــــــــــــــــــــــلاگ نا ممکن می سازد . و همین امر باعث شده تا اولین یا بروز ترین صفحه وبـــــــــــــــــــلاگ متشکل از سـه پست چند خطی باشد .قسمت همه چیز خونه ! یا همه چیز(ه)خونه ، عنـــــــــــــــــوان نامانوس و بی ارتباطی دارد و ،اگر معنـایآنرا درست فهمیده باشم ، باید پرسید آیا بواقع همه چیز رادر این خونه !! می توان یافت ؟!.کالبدشـــــــــــــــــــــکافی : بهانه نــــــــــــــگاشتن آخرین پست این وبلاگ ، مطلبی است که از مجـله ای دیگر وام گرفته شده و علی رغم اینکه نسبتا خواندنی است و جالب ، برای یک پســـــــــــــــــــــت خیلی کوتاه بنظر می رسد . راقم این سطور با وجود اینکه با گزینش نگارشات و مطالـــــــــــــــــــــــــــب سایرینو جمع آوری آنها در یــــــــــــــــــک مجموعه (وبلاگ) مخالفتی ندارد ، قادر نیست ارزش نوشتـه ای بومییا بعبارت دیگر مطلبی که زائیده و محصول ذهن نویسنده وبلاگ است را انکار نماید .تردید نکنید که عمل نویسندگی (استحصال از خلاقیتهای فکری و ذهنی شخص نویسنده ) بمراتـــــــــــب مستحسن تر و شایسته تر است از صرف گرد آوری و کنار هم قرار دادن مطالب دیگران .بشرطها و شروطها ، که ازجمله شرطهای آن اینست که یا مفاهیم مورد نظر نویسنده ارزشمند باشنـــد یا دست کم قالب آنها ، عبارات و جملات ، زیبا و خواندنی باشند .  نکته دیگر اینکه برخی دوستان شخصی بودن وبلاگ را با خصوصی بودنش اشتباه می گیـــــــــــــــــــــرند ، وقتی مطلبی شایستگی انتشار در وبلاگ را واجــــــــــــــــد می گردد ، علی القاعده باید برای خوانندههم جذاب باشد یا بعبارت دیگر اینکه جمله ای که برای خواننده بسسب فقدان قرائــــــــــــــــــــــــــن رایج نا مفهوم و مجهول بنظر برسد ، این در واقع توهینی است بشعور مخاطب .این خانم شش بلوکی واقعا کیست ؟ هویتش برای من خواننده ای که از گرد راه رسیــــده و می خواهم  ازین وبلاگ (یکی از منازل سفر معنوی  اندیشه به گستره اینترنت) توشه ای برچینم و بـــــــــــــــــــــــراه خود ادامـــــــــه دهم مجهول است و هیچ زمینــــــــــــــــه و ابزاری برای شناخت او در اختیـــــــــ-ار ندارم .فرهنگ وبلاگ نویسی با فرهنگ چت کردن یا نامه نگاری تفاوت های آشکاری دارد .اینکه می گوئی زمان آپ کردن معلوم نیست یعنی چه ؟! مانند اینکه سردبیر مجله ای بگویــــــــــد زمان انتشار مجله نامشخص است !!. بهر حال باید خواننده تکلیف خود را لا اقل تاحدودی بداند .عنوان پست ماقبل آخر را ، بگفته مدیر وبلاگ ، خودت باید حدس بزنی ! ولی اعتقاد راقـــــــــــــــــــم این سطور براین است که موضوع پست را هم باید خودمان حدس بزنیـــــــــــــــــــــــــــــــم چون هیچ موضوعواحد و مشخصی برای پست مذکور نمی توان قائل شد . جملاتی کاملا بی هدف و نامرتبــــــــــــــــــــــط که تخلیصشان در یک یا دو جمله ، نبوغ خاصی را می طلبد .پست سوم و آخرین پست صفحه اول این وبلاگ ، تشکیل شده از چند خط نوشتـــــــــــــــــــــــــــــه های بی قصد بی هدف ، بدون هیچ ذهنیتی و معنا و مفهومی . این نوشتـــــــــــــــه ها حتی بعنوان نامه ای به یک دوست یا گزیده ای از دفتر خاطرات نیز بشدت ضعیف و سخیف است .باور بفرمائید بهیچ وجه من الوجوه قصدناامیدکردن افراد و باز داشتنشان ازدست بقلم شدن و نوشتن در سرم نیست ، ولی واقعا چه اصراری است که هر کس که سواد خواندن و نوشتــــــــــــــــــــــــــــــــن داردو اندکی هم با کامپیوتر آشنـــــــــــــــــــــــــــاست ، وبلاگ ایجاد کند و اصرار بر انتشار دست نوشته های خویش داشته باشد . الحق و والانصاف کدام حقیقت و کدامین مفهوم در ورای این جـــــــــــــــــــــملات و پستهای کذائی بنهفته است . چه لذتی از مطالعه آنها برای خواننده ایجاد می شود .پیشنهاد دوستانه راقم ایـــــــــــــــــــــــــــــــــن است که اگر بدنبال روشی برای ایجاد ارتباط با دوستانتان هستید ، گفتگوی الکترونیکی یا چت از ایجاد وبلاگ ، خیلی موجه تر و منطقی تر اســـت . اگر هم واقعا مصرید وبلاگ ایجاد کنید ، می توانید مطالب زیبا و خواندنی که دیدید و خواندید در یــــــــــــــــــــــــــــــــک وبلاگ جمع آوری نمائید . یا اگر مثلا در ساخت لوگو متبهرید ، بهمان کار بپردازید ، کــــــــــــــــــــــــاری راکه بلدید و بنحو احسن انجامش می دهید و بواسطه آن ، تحسین همگان را سبب می گردیـــــــــــــــد .لازم نیست  در کنار اعلام آمادگی جهت ساخت فی المثل لوگو ، حتما یک چیزی هم بنویسید .وبلاگ اساسا یک رسانه جمعی است که ساخت و انتشار آن ، بمعنـــــــــــــــــــــــــــای دعوت از همگان است برای خواندن محتویات آن . و وقتی مردم مراجعه می کنند ، باید قطعا با محتوائی مواجه شونـــــد تا  آنرا مورد دقت و ارزیابی قرار دهند . پس تصدیق می فرمائید که باید محتوائی باشــــــــــــــــــــــــــــــد تا مراجعه کننده یا مخاطب مانند راقم سرخورده و دست خالی باز نگردد .امیدوارم سعید عزیز مانند من دلگیر نشده باشد و احترامات فائقه حقیر را بپذیرد .وبلاگ بعدی : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.azadeyasuj.blogfa.com/"&gt;وبلاگ آزاد دانشجویی یاسوج&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113356121946712043?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113356121946712043/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113356121946712043' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356121946712043'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356121946712043'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/12/blog-post_113356121946712043.html' title='نقد وبلاگ تنها ترین سعید دنیا'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113356114225983293</id><published>2005-12-03T01:35:00.000+03:30</published><updated>2005-12-03T01:35:42.260+03:30</updated><title type='text'>icc</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;چند شب قبل از میان هزاران شبکه ماهواره ای ،   icc یا شبکه سینمائی ایرانیان،توجهم را جلب نمود .این شبـــــــکه مانند دهها کانال فارسی زبان ، فقط از طریـــــــــــق آگهی های تبلیغاتی اداره می گردد و هیچ منبع در آمد دیگری ندارد . سوالی که از خود پرسیــــــــــــدم ، این بــود که  سیــــــــــــمای جمهوری اسلامی ، این رسانه ملی کشور ما ، با آن در آمد نجومی که هم شــــــــامل  بودجــــــــــــه دولتی وهم در آمدهای حاصله از پخش آگهی هاست ، آیا واقعا قادر نیست یک شبکه سینمائی تاسیـــــــــــــــــــس کند ؟ . شایـــــــــــد در نگاه اول انتظار غیر واقع بینانه و بالائی باشد ، این توقع اما زیاد هم بیراه نیست . محاسبه :  با تـــــــــــــــــــــــــــــــوجه بـــــــــــــــــــه اینـــــــــــــــــکه معمولا اینـــــــــــــــــــــــــــــــــــگونهکانالهای سینمائی،شبانه روز را دو قسمت نموده،در دوازده ساعت دوم برنامه های دوازده ساعت اول راتکرار می کنند ، دست پر و در نهایت روزی چهار فیلم سینمائی ، که  مجموعا حدود هشت ساعـــــــــتمی گردد ، بعنوان خوراک برای چنین شبکه ای لازم است . چهار ساعت دیـــــــــــــــگر ، از الباقی دوازده ساعت  نیز ، به پخش آگهی های تبلیغاتی و کلیپ و معرفی فیلمها می گذرد . و در نهایــــــــــــــــــــت با کم کردن ایام سوگواری و غیره ، مجموعا با سالی هزار فیلم ، چنین شبکه ای راه انــــــدازی می شود .از آنطرف حتی اگر فرض کنیــــــــــم که رسانه ملی دیناری هم برای خرید فیلمهای مورد نیـــاز این شبکه سینمائی ،،که اسم پر طمطراق آن ، پرستیژی ویژه برای سیماست و سرگرمی خوبی هم بــــــــــــــرای جماعت بدبخت فلکزده ایرانی فراهم می آورد و ارزش هزینه کردن را دارد ،، از جیب مبــــــــــــــــارک ، کهتصادفـــــــــــــــــــــــا اگر اشتباه نکرده باشم حداقل بخشی از آن متعلق بهمین ملت قهرمان وشهید پروراست ، خرج نکند ، همین الان ، که نگارنده مشغــــــــــــول نگارش این سطور است ، لااقــــــــــل ده هزار فیلم سینمائی آماده پخش ، در خزانه این رسانه ملی عزیز ، موجود است ، قبـــــــــــــــول نداریــــــــــد ؟ حساب کنید . اگر فقط دهسال گذشته را در نظر بگیـــــــــــــریم ، هر شبکه بطور متـــــــــــوسط هفته ای دو فیلم و سالی تقریبا صد فیلم نمایش داده که مجموعا با احتساب فقط چهار شبــــــــــــــــــکه این رقم به سالی جهار هزار می رسد . با افزودن اعیـــــــــــــــاد و مناسبتها و دهسالِ قبل تر ، تقریبــــــــــا حدود ده هزار فیلم آماده پخش است . حتی اگر خیلی سخت بگیـــــــــــــــــــریم و فیـــــــلمهائی که کپی رایت آنها فقط برای سه بار نمایش است ، کسر نموده یک مقدار هم برای گل روی جنـــــــــــــــــاب ضرغامی ، تخفیف ویژه همکاری ( این حقیــــــــــــــــــر سراپا تقصیر زمانی در آن گذشته ها در سیمای عزیزمشغول فعالیت بودم و بدلائلی که ذکر آنهادر حوصله این مطلب نیست ، از فیض خدمت ، بر خلاف میــــــــــــــــل باطنی ، محروم گشتم و امکان فعالیـــــــــــت مجدد نیز ، مع الاســــــــــف ، فعلا فراهم نیـــــــــــــــست )قائل شویم و آتش بمالمان بزنیــــم ، دیگر پنج هزار فیلم کمتر نمی شود . ایـــــــــن پنج هزار فیــــــــــلم ، تقریبــــــــا خوراک آماده و راحتی است برای پنج سال متوالی این شبـکه سینمائی . که قطعا در طول این پنج سال ، فیلمهای دیــــــــــــــگری نیز به آرشیــــــــــــو تلویزیون افزودهمی گردد و فی الجمله شبکه راه می افتد .آقای ضرغامی ! تاسیس یک شبکه ویژه سینمائی وقتی از آن ایرانیــــــــهای دور  از وطــــــــــــــــــــــــن ، که هرچه هم سرمایه دار باشند بپای شما و سیمای شما نمی رسند ، بر می آید ، بطریق اولی اینکاربرای شما از آب خوردن هم ساده تر است . لطفا ایــــن آب را بنوشید و ایــــــــــــــــن ملت مقـــــــــــــاومو قهرمان و نستوه را ، اندکی بلطف خود بنوازید ، گوارایتان باد . قبلا از لطف شما سپاسگذاریم .&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113356114225983293?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113356114225983293/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113356114225983293' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356114225983293'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113356114225983293'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/12/icc.html' title='icc'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299399435647769</id><published>2005-11-26T12:03:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T12:03:14.356+03:30</updated><title type='text'>بخاطر سپردنی ها و از خاطر زدودنی ها</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;سوالی که بنده مطرح نمودم ، موجب شد تا دوستـــــــــــــــــــــــــان عزیز نقطه  نظراتی را ، مطرح نمایند.ضمن احترام به نظر همه این رفقای خوب ، باید عرض کنم سوال بنده ، خیلی روان و ساده بود .آقای باهنر ، نماینده مجلس فعلی طی اظهار نظری ، حقیقتی را مورد توجــــــــــــــــــــــه قرار داده بود که بعد از انقلاب هیچیک از مسئولین یا به این واقعیت نرسیده بودند یا شجاعت بیانش را نداشتند .وی گفته بود  (قریب به این مضامین ) که از ابتــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای انقلاب هر عملی که از دولت وقت صادر می شد ، ما مسئولین سعی در توجیه آن داشتیم ، باین معنا که حتی اگر آن عمــــــــــل یا سخن قابل دفاع هم نبود ، به انحاء مختلف آنرا به حقیقت وصل می کردیم یا بعبارتی اگر غلـــــــــــــط هم بود با توجیه و تفسیر و آسمان و ریسمان و صغری و کبری ، سعی در درست نشان دادنش می نمودیم .فرضمان این بود که انقلاب چون درست است ، مسئولینش هم لاجرم باید درست گفته باشند .خود حقیر سرپا تقصیــــــــــر در گذشته ای نزدیک ، بواسطه علقه و وابستگی فکری که به استاد مطهریداشتم ، هیچگاه نظر و بیان اورا نمی توانستم اشتباه فرض کنم . یعنی اصلا ماقال را نمی دیـــــــــــدم ،  بلکه چون از مرحوم مطهری بود ، لاجرم باید این سخن درست بوده باشد .فزض من این بود که مرحوم مطهری همه نظراتــــــــــــــش عین حقیقت است و چون این سخن از اوست، لاجرم باید درست باشد . اگر اشکالی هم بنظرم میرسید آنرا بنحوی توجیه می کردم . امروز نیز محقق گران سنگ علامه عسکری حفظه الله طی بیانی در شبــــــــــــــکه قرآن سیما ، در مورد تحریف قرآن و محل قرار گرفتن آیه شریفه تطهیر فرمودند که بعضی از بزرگان (نام نبــــــــــــــــــــردند ، ولی مقصودشان علامه طباطبائی بود ) قائل به جابجا شدن آیه تطهیر هستند ، در حالیـــــــــــکه ما معتقدیم چینش آیات قرآن ، توسط شخص پیامبر ص انجام شده و علت قرار گرفتن آیه تطهیــــــــــــــر ، که در شان اهل بیت عصمت ص است ، در بین آیات مربوط به همسران رسول الله ، در واقع معترضه بـــــــــــــــــــودن این آیه است و مراد خداوند بیان مصادیقی بعنوان الگو برای همسرا ن پیغمبر بوده است  .اشکال از اینجا آغاز می شود که برخی افراد یک موضوع را بعنوان عیــــــــــــن حقیقت  (عرض نـمی کنمتابو) و فرض ، در نظر گرفته ، هرچه مخالف و مبطل آن بود را بعناوین مختلفه و با اعتـــــــــــــــــــــــصام به براهین متعدده ، رد می کنند . غافل از اینکه شاید آن فرض اولیه اشــــــــــــــــــــــــــکال دارد که هیچ چیزجور در نمی آید . در این مورد خاص علامه طباطبائی طی نظری ، بزعم راقم درســـــــــــــــــــــــت ، قائل به جابجا شدن آیتین شریفتین  تطهیر و اکمال و برخی آیات دیـــــــــــــــــــــــــــــگر شده اند ، ولی از آنجا که « ما » معتقد به عدم تحریــــــــــــــــــــــف قرآن هستیم و از طرفی ، سیاق این آیات با آیات قبل و بعدناسازگار است ، باید بهر نحو شده ، این را بگونه ای توجیه کنیم ، چرا ؟ چون با فرض مــــــــــــــــــــــــــــا نا همگون و ناهماهنگ است . در حالیکه شاید واقعا فرض اشتبــــــــــــــــــــــــــــــاه بوده ، باین معنی که عدم تحریف قرآن ، بمعنای سالم ماندن تک تک آیاتی است که بر پیامبر نازل شده ، نه جای و ترکیــــــب آیات . من حتی شنیدم حضرت ولی عصر عج در ملاقاتی ، در جواب این سوال و این اشـــــــــــــــــــــــکالفرموده اند ، قریــــــــــــــــــــــــــــــــب به این مضمون ، که شما همین قرآن را ملاک قرار دهید . معنای این سخن این است که ، آری ، شاید هم برخی آیات جابجا شده باشد اما ، شما ملاکتـــــــــــــــــــان همین قرآن باشد . اگر این فرض درست است و این قرآن همانی است که  پیامبـــــــــــــــر ص  جمع آوری نموده   ، پس عثــــــــــــــــــــمان بن عـــــــــــفان و گروهش  چه کردنـــــــــــــــــــــــــــــــد  ؟  آن قرآنی که علی ع  جمع آوری نمود و مورد بی مهری واقع شد چه بود ؟ . قرآن حقیقی  که در اختیــــار حضرت ولی عصر عجاست ترکیبـــــــــــــــــــــــــــــــــش چگونه است ؟. منظورم وارد شدن در این عرصه تخصصی نیست که نه دانش من کفایت دارد نه زمان . منظور عرضم این است که باید فرض هایمان را انـــــــــــــــدکی وارسی وتجزیه و تحلیل نمائیم .          اکنون هم این مشکل در مورد برخی دیده می شود . باید این حقیقت ، در جامعه اســــــــــــــــــلامی مانهادینه گردد که غیر از آن چهارده نور پاک علیهم السلام همه آدمهای دیــــــــــــــگر جائز الخطا هستند . بنده اساسا با این موضوع و اظهار نظر  آیت الله یزدی ، ریاست اسبق قضا ، که در خبــــــــــــــــــــــــرگان رهبری مطرح شده و حتی چند نفر از جمله آقایـــــــــــــــــــــــــــان مشکینی و هاشمی نیز ناقد آن بودند مخالفم . نظر ایشان چنین است ، قریب باین مضمون ، که ولایت فقیه و یا مقام رهبری ، در اصــــــــــــلمانند معصومین ع ، توسط خداوند تعیین می گردند و وظیفه مردم فقط اکتـــــــــــشاف و استعراف ایشاناست . در پاسخ باید گفت اگر ما انتصاب از طرف خدا را اینچنین سخاوتمندانه بذل و بخــــــــــــــــــــششکنیم که در آینده سنگ روی سنگ بند نمی شود و همه معتقدات افراد مورد خدشــــــــــــــــــــــــــــه قرار خواهد گرفت . انتصاب ربوبی و مقام عصمت فقط مختص چهارده نــــــــــــــــــــــــــــــــفر است الی الابد . چه  علی الظاهر حاکم باشند ، چه نباشند .اصلا فرض می کنیم این نظر درست است . حال اگر مردم در انتخابشان اشتبــــــــــــــــــــــــــــــاه کردند و شخص دیگری ، غیر از آن فرد منتصب خدا را ، به واسطه خبرگان برهبری ، برگزیدند ، تکلیف چیست ؟ رهبر ، معصوم و منتسب است ، خبرگان که معصوم نیستند ، مردم که همــــــــــــــــــگی معصوم از خطانیستند ، چه کسی باید تشخیص دهد که این آدم  منتخب ، آن فرد مورد نظر حضرت حق نیست ؟.اگر هم فرض را اینجنین کنیم که هرکه حاکم شد لاجرم همان فرد خلیفه الله اســـــــــــــــــــــــــــــــــت که می شود نظر اهل سنت و آنگاه باید معاویه و یزیـــــــــــــــد را هم العیاذ بالله ، حجت  خدا منظور نمائیم .پس اشکال کار ، همین فرائض اشتباه است که یکی ، معصومیت رهبر است ، ایشـــــان هم بشر استو بشر نیز جائز الخطا . برخی دوستان فرموده اند که آقایان فتوا به عید بودن پنج شنبه نداده اند . مگر ملاک مـــــــــــــــــــــا عمل مرجع نیست ؟ . وقتی ایشان ، مرجع تقلید عالم تشیع ، نماز عید می خواند ، افطار می کنـــــــــــــــــــد و به همسر و فرزند و اطرافیان اعلام می کند که عید بودن امروز یافردا ، برای من قطعیت یافتـــــــــــــــــه ،اعلام کردند که ما هم فهمیده ایم و اکنون در اطراف این موضوع بحث میکنیم ، دیـــــــــــــــــــــــــــــگر برای همه مومنان کفایت از دلیل می نماید . وقتی در دفتـــــــــــــــــــــــــــــــــر آقای فاضل ، در خیابان زیبا ، روز پنجشنبه ، نماز خوانده ، سفره نهار پهن می کنند ، این چه معنائی می دهد ؟. تقریبـــــــــــــــــــــــــــــــا می رسیم به همان فروض غلط . چون رهبر اشتباه نمی کند ، پس باین نتیجه می رسیـــــــــــــــــــم که قطعا یک مشکلی بوده ، یا خبر درست نبوده ، اگر درست بوده ، پس حتما فتوا نــــــــــــــــــــــــداده اند .اگر عمل ایشـــــــــــــــــــــــان حجت است و فتوی هم داده اند ، پس موسی بدین خود عیسی هم بدین خود ، مقلدین آنها افطار کنند و نماز بخوانند ، مقلدین ایشان افطار نکنند .  سوال :آیا در طول لااقل جند صد سال اخیر مرجعی را سراغ دارید که باوجود کبر سن و استضعاف بینائی،خود بچشم خویش،هلال رارویت نموده باشد؟مگر همین چند سال اخیردر زمان حیات مرحوم گلپایگانی ، همین قضیه واقع نشد ؟ مگر بواسطه راهی شدن آن مرجع برای نماز و فشار افــــــــــــــــــــکار عمومی و  عوامل دیگر صبح روز عید ، حلول ماه شوال را اعلام نکردند ؟ اتفاقی که اکنــــــــــــــــــــــــــــون رخ داده  ، چه فرقی با آنزمان دارد ؟ .اما واقعیت ، بزعم نگارنده این سطور ، همان است که عرض شد .بدلیل پرهیز از اطاله ، مطلب را فعلا تمام می کنم ، با این بیان که ضمن پرهیز از لــــــــــــــــــــجاج و جهل، هنوز سوال بنده جوابی قانع کننده نیافته است .در مورد سایر موارد مطروحه نیز در فرصت های آتی مطالبی عرض خواهم نمود . فعلا یاحق&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299399435647769?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299399435647769/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299399435647769' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299399435647769'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299399435647769'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299399435647769.html' title='بخاطر سپردنی ها و از خاطر زدودنی ها'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299385771025879</id><published>2005-11-26T12:00:00.001+03:30</published><updated>2005-11-26T12:00:57.710+03:30</updated><title type='text'>یک نظر و چند نظر دیگر</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;بحضور محترم شما عرض شود که جهت مطلبی که در پست قبلی ارائه گردید ، چندنفر از دوستــــــــــان عزیز نقطه نظراتی ، همه محترم ، ارائه نموده اند . اظهار نظر ، فی نفسه کار ارزشمندیست و اساسا با همین تبیین دیدگاهها و تضارب اندیشه هاســــــتکه افکار انسان ، از خامی بدر آمده ، شکل منطقی بخود می گیرد و قابل دسته بندی و تنـــــــــــــــــظیمشده ، نهایتا کلاسه می گردد  . این حقیر سراپا تقصیر ، در نظری روشن و واضح ، ســــــــــــــــــــوالی رامطرح نمود که پس از آن ، با وجود بیان دیدگاه های مختلف ، هنوز کسی بــــــآن سوال ساده ، پاسخیروند و سرراست و دقیق نداده است .دوستان عزیزی اظهار نظر نموده و در حقیقت تلویحا دیــــــــــــــــدگاه راقم را تایید نموده اند . یا دست کم  بنده از نظرات این دوستان استنباط مخالفت نکردم . اما در این میان یک نفر به نکته ای اشاره نموده که جالب توجه است عینا نقل می کنم :«در حديث معصوم است هرگاه ماه راديد ي روزه بگير وهرگاه ماه را ديدي بخور ولي شما فکر مي کنيد که بايستي مرجع تقليد برايتان ماه ر ا ببيند در اين موضوع در ک و استنبا ط خودتا ن با ارزش استاگر لباس شما نجس باشد خودتان تکلیف تان رامی دانید و بس دیگر اینکه دوست خوبم به اندازه سوادت حرف بزن واینقدر ایراد نگیر بجای انتقاد سازنده باش.» بایددرموردنظراین دوست عزیزی که آدرس وبلاگش راحتی،عنوان نکرده عرض کنم که استهلال مستــحب  است و تقلید واجب . آیا  علم کثیر این عزیز و سواد بی منتهایش ، این کلیات و بدیهیـــــــــــــات دینی را ، شامل نمی شود . در این کشور بی نشان (اینترنت) ، هرکس می تواند خود را علامه دهـــــــر معرفیکند ، که بعضی می کنند . پس چگونه می توان به میــــــــــزان معلومات شخصی بی نشان ، با هویتیمجهول پی برد . بزعم راقم فقط از راه بررسی قلم افراد می شود به ارزش گــــذاری « خود » آنها ، اقدامنمود . بدیگر سخن ، در این دریای اینترنت ، هویت من و شما فقط قلم ماست . از طریـــــــــــــــق همین قلم است که در اینجا بهم متعلق شده یا منفصل می گردیم . باید به جد مــــــراقب این قلم بود به جد . راقـــــــــــــــــــــــــــم ایـــــــــــــــــن ســــــــــــــــــطور بــــــــــــــــــرآن نیـــــــــــــــــست کــــــــــــــــه بــــــــــهاین دوست ناشناس باسواد بگویــــــــد اطلاعات من از تو بیشتر است ، بلکه مخاطب این تـذکرات خودم هستم ، بااین هدف که مبادا در آینده ای ناشناخته دانش خود را از دیگری بیشتر دانستــــــه و معلوماتاو را ناچیز فرض نمایم ، صرف نظر از اینکه آیا واقعا دانش من بیشتر است یا نه . مبادا بواســـــــطه علاقهبه شرکت در مباحثه و وسوسه اظهار نظر و کور دینی (تعصب)، عدم توانـــــــــــائی خود  در پاسخ گوئی را ، زیر پوشش متهم نمودنِ مخاطب به بی سوادی ، پنهان نمایم . هیهات       اما نکته ای که در این میــان از نظر مخفی مانده این است که اساسا ما مامور به ظاهر هستیم ، یعنیظواهر امر هرچه حکم نماید ، آنرا باید ملاک قضاوت قرار دهیم ، کما اینــــــــــــــــــــکه در  قضا هم قاضی مامور بظاهر است ،  حتی اگر بر خلاف واقع باشد . چون ما از بـــــــــــــــــــــــــــــــواطن امور بی اطلاعیم، علت هم عدم دسترسی به امام معصوم ، در عصر غیبت است . چون در غیـــــــــــــــاب امام ع ، مردم ، کسی  که متصل به اقیانوس بی کران علم خداوند باشد را در دسترس و اختیار ندارند ، لـــــــــــــــــهذا همه ما در این عصر (غیبت) ، مامور به ظواهر اموریم . مثلا در مورد عیــــــــــــــد فطر چه کسی می داند که واقعا در علم خداوند پنج شنبه عید بوده یا جمعه .حال که چنین است چه باید کرد ؟ شارع مقدس برای این مشکل راه حـــــــــــــــــــــــل هائی ارائه نموده که همگان تقریبا ، از کم و کیف آن مطلعند . یک راه این است که خود شـــــــــــــــــــــــــــــخص استهلال نموده ، هلال ماه شوال را با چشم خود رویت نماید . بسیار خوب حال اگر در منـــــــــــــــــــــــــــطقه ، بر سبیل مثال ، هوا ابری بود یا مثل محله ما ، ساختمانهای بلندمرتبه  مانع از رویـــــــــــــــــت افق بودند .یا دلائل و عوامل دیگری مانع از این گردیــــــــــــــــــــــــــد که خود شخص بچشم خویش استهلال نماید ،  تکلیف چیست ؟ خیـــــــــــــــــــــــــلی ساده است ، اگر دونفر شاهد عادل ، بر رویت هلال شهادت دادند ، برای مکلف کفایت از دلیل می نماید . راه های دیگری هم پیش بینی شده و ازجــــــــــــــــــمله اجماعمسلمین ، سی روز کامل روزه داری وقس علیهذا . اما دلیل شهادت همچنــــــــان بقوت خود باقیست .صائم مکلف است وقتی دو شاهد عادل شهادت بر رویت هلال دادند ، بیــــــــــــــان آنها را حمل بر صحتنموده ، افطار نماید . این حکم خدا و شـــــــــــــــــــرع است همان شرعی که من و شما و حضرات ،دم ازآن می زنیم .البته توجیه احتمالی عدم پذیرش روز پنج شنبه بعنوان عید توسط اینان می تواند اینچنین باشد .« چطور «ما» با وجود اینهمه امکانات نجومی و غیره موفق برویت هلال نشدیم ، ولی این چند نفر مرجعبدون هیچ امکاناتی موفق شدند ؟ » . در حالی که ، ما اساسا موظف به کشف مصادیق نیستـــــــــیم .به بیان دیگر ، اگر شاهدی عادل مدعای شهادت هلال داشت لازم نیـــــــــــــــــــست فیلم استهلالش رابرای ما بنمایش بگذارد ! . یا بگوید چگونه موفق به رویت شده . بمجرد بیـــان باید پذیرفت .از آن گذشته ، از کجای این سوال بنده ، استنــــــــــــــــــــباط ایراد و بهانه گیری می گردد . آیا این سخن که « باید بدلائل مختــــــــــــلفه از جمله حفظ وحدت مسلمین ، یکبار برای همیشه ، مشـــــــــــــکل روز عید فطر و استهلال را حل کنیم » واقعا رنگ و بوی اخلال و نفاق دارد .  آیا ایـــــــــــن چهار مرجــــــــــــــــــــــع تقلید ، مورد تصــــــــــــــــــــدیق خود حضرات نیــــــــــــــــــــــــستند ، آیا آقایان به عدالت آنها شک دارند . عدالتی که  استحضار از آن ، حتی بـــــــــــــــــــــــرای امام جماعت نیز واجب است ، چه رسد به مرجع تقلید . آیا اگر واقــــــــــــــــــــــــعا  در عدالتشان تردید ی هست نبایدمقلدین آنها از آن مطلع گردند .اگر کسی بجای نجاست لباس خود ، به نجاســـــــــــــــــــــــت بخشی از مسجد علم پیــــــــــــــــــدا کرد ، یا با رویت خودش یا بوسیله رویت شهودی دیگر ، تکلیف چیست ؟. آیا بواقع  با پاک کردن صورت مسئله ، به حل آن می توان رسید ؟.بواقع معنی سازندگی چیست و سازنده چه کسیست ؟. کسی کـــــــــــــــــــــــه بجای ارائه راه حل برای مسئله ، رهنمود فراموش کردن و رها کردن آنرا می دهد . با این روش سازندگی تحقق میابد .اظهار و استظهار نظر ارزشمند است ، بشرطی که ادب و نزاکت و اخلاق حسنـــــــــــــــــــــه در آن رعایت گردد .دوستان عزیزم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.sabaprint.blogfa.com/"&gt;یه مسافر &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://hambastegi-va-va-va.persianblog.com/"&gt;جناب یزدی &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; و سایرین ، با نهایت احترام و نزاکت در این مباحثه و گفتــــــــــگو شرکت نموده ، حتی برخی نظر مرا نقد نمودند که بیانشان روی چشم بنده جای دارد .مشکل نفس انتقاد نیست مشکل نوع طرح آن است .چرا کسانی که این قبیل جملات نا متــــــــــــــــــــــــــــــــعارف و غیر منطقی را مطرح می کنند ، همیشهناشناسند و نام و نشانی قابل پیگیری ارائه نمی دهند . واقعا چرا ؟.ایکاش این دوست نادیده ، لا اقل نشانی وبلاگش را مطرح می نمود تا با مطالــــــــــــــــــــــــــــــعه نظرات و تدقیق در بیانش ، ضمن  آگاهی از میزان معلوماتش ، بیش از پیش مستفیض می شدیم .سوال حقیر همچنان به قوت خود باقیست و پاسخی در خور نیافته است : چهار مرجع تقلید ، آیا بقدر دوشاهد عادل مورد نظر شارع ، ارزش و اعتبــــــــــار نداشتند که شهادتشان مورد توجه و اعمال قرار گیرد .                &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299385771025879?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299385771025879/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299385771025879' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299385771025879'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299385771025879'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299385771025879.html' title='یک نظر و چند نظر دیگر'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299380099195486</id><published>2005-11-26T12:00:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T12:00:00.993+03:30</updated><title type='text'>عید فطر آمد و ..</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.emrouz.info/archives/2005/11/000379.php"&gt;آیات عظام صانعی،بهجت،فاضل لنکرانی و صافی گلپایگانی ،پنج شنبه را عیدفطر اعلام کردند &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;                                               بنقل از &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.emrouz.info/"&gt;سایت امروز&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;حال تکلیف روزه ما در روز پنجشنبه چه می شود ؟.مسئلهٌ : آیــــــــــــــا این چهار مرجع تقلید ، به اندازه دو نفر شاهد عادلی که اسلام تکلیف نموده ، ارزشماهوی و عدالت شرعی نداشتند که تشرع حضرات مسئولین را کفایت نماید . یعنی هر دو مرجــــــــــــــعبه قدر یکنـــــــــــــفر ! . خدا لعنت کند سیاست مدارانی را که دین مردم را هم بازیچه وسائس و دسائس خود قرار می دهند  . در روایات است که در آخرالزمان ، مردم از فیض درک لیالی قدر محــــروم می گردند .امسال ما از فیض درک شب عید  باز ماندیم . روز عید فطر را هم روزه گرفتیم . به به ! .  چند نفر از دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان ، امروز « پنج شنبـــــــــــــــــــــــــــــــــه »  حدود نیم ســاعت مانده به اذان مغرب ، افطار کردند . اینقدر من ، بیچاره و بی توفیقم که  بذهنشان نرسیــــــــــد حتی یکزنگ ناقابل بمن بزنند و اطلاع دهند . زیاد هم تقصیر کار نیستم البته،چون تصورم این بود که حضرات،لااقلاز پس این یک کار ، که ظاهرا رشته تخصصی آقایان است ، بر می آیند ، اما اشتباه می کردم .بهر تقدیر اینهم از ماه مبارک رمضان امسال و عید فطرش . خدا از سر تقصیراتشان ......&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299380099195486?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299380099195486/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299380099195486' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299380099195486'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299380099195486'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299380099195486.html' title='عید فطر آمد و ..'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299373208891118</id><published>2005-11-26T11:58:00.001+03:30</published><updated>2005-11-26T12:14:34.250+03:30</updated><title type='text'>نقد وبلاگ عاشق خسته</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;وبلاگ : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iraniboy.blogfa.com/"&gt;عاشق خسته&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع :آزاد&lt;br /&gt;نویسنده : بهرام عاشق&lt;br /&gt;بحضور مبارک شما عرض شود که پستهای وبلاگ مذکور ، بگونه ای یکجا و بصـورت هفتگی به خواننده ارائه می گردد . البته این روش وبلاگ نویسی روش بدیع و جالبی است ، دقیـقا مانند یک روزنامه دیواری .... . از جمله محاسن اینکار درواقع می توان به آماده بودن خوراک فکری خواننده وبلاگ ، در طول یک هفته ، اشاره نمود که هر کس بفراخور حال و وقتش ، می تواند بهره منـد شود .بشرطها و شروطها و از جمله اهم این شرطها  حجم کافی و مناسب بخشها و عمق مطالباست که در این وبلاگ ، کمتر مورد توجه قرار گرفته .یکی از علل  تاخیر در نقد این وبلاگ همین روش بود که تا مطالب هر پست را بررسی می نمودمو تمام می شد ، هفتگانه بعدی پست می شد و مطلب راقم ، در واقع بروز نمی بود و باید پست فعلی ، مورد توجه قرار می گرفت ، بگذریم از نگارش مطالب روزمره «حقایق پنهان» که وقت و فرصتی نیز بخود اختصاص می داد . امیدوارم این بار موفق شوم و هرچه زودتر مطلب را پستنمایم .در پیشانی پست فعلی (چهارشنبه ۱۸/۸/۸۴ ) ، یک دوبیتی منظور شده که علی رغمدرستی بیت اول از نظر وزن و قافیه و تبیین معنی و منظور شاعر ، مع الاسف از بیت دوم ، علی الخصوص مصرع اول ، وزن و مفهوم درستی افاده نمی گردد .  بسکه ماندم در قفس خانه ، صیاد خراب    خانه زلف تو دیدم چمن از یادم رفت حتی بفرض تقریر ویرگول ، قبل از خانه هم مشکل مصرع اول ، لایتحلل باقی می ماند .شاید اگر مصرع اول را بدین صورت  تعمیر کنیم ، وزن بهتری پیدا کند : بسکه ماندم به قفس ، خانهِ صیادِ خرابکه در این صورت هم معنی درستی مستفاد نمی شود . این شعر ، احتمالا سروده خود بهرام خان عاشق است و باید گفت انصافا بیت اول را زیبا سروده و می تواند با کار بیشتر به شاعر خوبی تبدیل شود . اگر هم متعلق به دیگر شعراست نیز احتمالا اشتباه نوشته شده .نکته دیگرمحاوره ای بودن لحن بخش اول است . ببینید دوستان عزیز ! من هیچ مخالفتی با لحن محاوره و خودمانی ندارم ، اما معتقدم باید در محمل و مقام مناسبی قرار گیرد .اگر شما یک روزنامه یا مجله ای ، نزدیک ترین رسانه بوبلاگ ، را پیدا کردید که حتی صفحه یا ستون حوادثش  ، عامه پسند ترین بخشهای یک نشریه ، را بصورت عامیانهو به لحن محاوره نوشته باشد ، من تمام عرایضم را پس می گیرم . چه رسـد به اینکه موضوعبخش حرفهای خودمونی ، در واقع بررسی و ریشه یابی  جامعه شناختی عدم توجه مردم به استغاثه یک دختر پناهجوست . و این موضوع ابدا در قالب لحن محاوره نمی گنجد .نکته دیگر این که حتی اگر فرض کنـیم که این مجله هفتگی ، گلچینی از موضوعات و مباحثمختلفه است و از هم گسیختگی محتوائی آنرا اینگونه توجیه کنیم ، باز هم نمی تــوان برای این سوال که « آیا واقعا یک علاقمند حافظ  مثلا ، با زحمت وارد اینترنت و این وبلاگ می شود که دو بیت از اشعار حافظ را تحت عنوان حافظ نامه بخواند یا داستان ازدواج زهرای مرضیه را در دو پاراگراف بخواند و برود؟» نمی توان پاسخی منطقی و قانع کننده یافت . یا به بیان دیگر ، اگر در عنوان وبلاگ یا در آغازش ، ذکر می شد که وبلاگ متعلق به گروه سنی مثلا نوجوانان یا کودکان است ، از این دیدگاه ، این وبلاگ بسیار هم خواندنی و جذاب می نمود .اما برای افراد خارج از گروه سنی مذکور این وبلاگ اندکی عامیانه (نمی گویم عوامانه)بوده ، بهره کافی از آن مستفاد نمی گردد .اصولا اختلاف میان دو بخش الهی نامه و مناجات نامه (یا اشعار نامه !؟) در چیست ؟آیا در شرایطی که هرکس با هر میزان سواد و معلومات و بضاعت مالی می تواند با عضویت رایگان در بلاگفا و پرشین بلاگ و بلاگ سپات و غیره وبلاگ ایجاد نموده ، دست نوشته های خود را منتشر نماید ، چه لزومی دارد  این مطالب به وبلاگ عاشق خسته و  بخش « او ... گفت » ارائه دهد تا بنام خودش ! درج شود ؟.واقعا زندگی نامه دکتر حسابی که معرف حضور مرحوم خواجه نیز هست ! و از فرط تکرار آن توسط رسانه های مختلف ، همه او را و فک و فامیلش  را می شناسند ، می تواند جاذبه ای برای من نوعی داشته باشد و انگیزه ای باشد برای مراجعات بعدی .عرض کردم ، این وبلاگ تحت عنوان روزنامه دیواری ایده آل است ولی از استانداردهای یک وبلاگ متوسط هم ، بسیار فاصله دارد . قالب ، قالب خوبی است ، ارا ئه مطالب بصورت یکجاو هفتگی ، ولی قالب خوب تنها ویژگی یک وبلاگ نیست .    « این وبلاک در روز تولدم به کمک دوست خوبم آقا سپهر درست شد و این وبلاکی که شما می بینید شد  امید که راضی باشید. »بنظر شما جمله فوق که بصورت ثابت در وبلاگ ثبت شده ، جمله درستی است ؟ .البته باید از این جوان علاقمند که همین مطالب را نیـز ، جمع آوری نموده قــدردانی نمود ، ولی ایکاش عنوان « مخصوص نوجوانان » را قید می کرد یا یک بخش را گسترش داده از مابقی صرف نظر می نمود . یک نکته دیگر : خیلی از مراجعین به وبلاگها ی مختلف ،بدون توجه به انتقادات وارد برآن ، صرفا براییافتن یک دوست یا دلخور نشدن نویسنده یامقابله بمثل او یا ملاحظات دیگر کامنتهائی با محتوای تعریف و تمجید صرف می گذارند که اکثرا با این جمله آغاز می گردد : وبلاگ خوبی داری ! و...     اما راقم این سطور ، حقایقی را که بنظرش می رسـد را بیـان نموده ، امید این دارد که منقدین ( با قاف مفتوحه  ) نیز به دیده انتقاد دوستانه و از سر خیـر خواهیبه نگارشات این منتقد نسبتا میانسال با (کمی) تجربه ! بنگرند . و نکته ناگفته این که عنوان وبلاگ هرچند نماینده و مبین محتوا نیست ولی عنوان جمع و جور و خواننده جذب کنی است . نام نویسنده هم اگر نام واقعیش باشد نام جالبی است : بهرام عاشق ! وبلاگ بعدی : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.rudehen.com/"&gt;وبلاگ بروبکس رودهن&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299373208891118?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299373208891118/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299373208891118' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299373208891118'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299373208891118'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299373208891118.html' title='نقد وبلاگ عاشق خسته'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299368107942198</id><published>2005-11-26T11:58:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T11:58:01.080+03:30</updated><title type='text'>مرام نامه</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;من حسین ظهوری هستم ، مذهبم تشیع است ، تشیع علوی ، نه تشیع صفوی و نه تشیع شریعتی .مرام و مذهبم تشیع است ، تشیع جامعه کبیره ، نه تشیع سروش که زیارت جامعه را مرامنامه تشیـــــعغالی می داند و نه تشیع انجمن حجتیه که  هیچ جز رخوت و جمود از آن استشمام نمی گردد .امامان منِ شیعه اگر صادق بودند که بودند و این زیارت اگر از دو لب مبــــــــــــــارک معصوم ع خارج گشته  که قطعا اینگونه بوده ، چگونه می توان در محتوای آن تردید کرد ؟.غلو ، در لغت به این معناست که مفهومی را بیش از آنچه هست نمایش داد . آیا ائــــــــــــــــــــمه ع واقعاصفاتی را که جامعه کبیره به آنها نسبت داده را واجد نیستند ؟. در رد ایــــــــــــــــن صفات ، به کدامیک از کلمات معصومین استناد کرده اند ؟. یا به کدام حجت عقلی می توان علم ذاتی و تکویـــــــــــــنی امام رامنکر گردید ؟. اگر اینچنین باشد و به امام ع فقط بچشم یک اندیشمند و یک انـــــــــسان شایسته عادی  ، مانند خیل شایستگان دیگر نگریست ، چه چیز از شیعه باقی می ماند ؟.اگر اینچنین است « لو لا الحجه لساخت الارض باهلها » را چگونه توجیه می کنید ؟.اگر امام صادق ع فرمود « نزلونی عن الربوبیه » ما را فقط از مقام ربوبی تنزل دهیـــــــــــــــــــــــد که فرمود کجای این سخن غلو است . اگر ائمه ما صادق بودند که خود را معرفی کرده اند و اگر العیـــــــــــــــــــاذ باللهکذاب بوده اند که دیگر حتی  یک انسان نسبتا خوب عادی هم نبوده اند . ایـــــــــــــــــــــــــن که می شود یک بام و دو هوا .بعدا در این باره بیشتر گفتگو خواهیم کرد . انشا ء الله  مابعد التقریر : ارائه این اعتقادات ، بعد از خواندن نظر دکتر سروش در باب زیارت جامعه و پاســـــــــخ آقایبهمن پور بود و بر آشفتگی من بدلیل ارادتم به علم و دانش و نظر ات سروش و فرو ریختـــــــن بخشی از  شخصیت وی در  نظرم بوده و ربطی به هیچ موضوع دیگری ندارد . هرچند که این ،  می تواند فتــــــح باب خوبی باشد برای گفتگوهای بیشتر .  &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299368107942198?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299368107942198/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299368107942198' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299368107942198'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299368107942198'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299368107942198.html' title='مرام نامه'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299365031672857</id><published>2005-11-26T11:57:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T11:57:30.316+03:30</updated><title type='text'>گوشه</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;مسئلهٌ : پول نفتی که این ماه سر سفره ما گذاشته شد ، یکی از اسکنـاس هایــــــــــــش گوشه ندارد .شما می دانید به کی باید مراجعه کنیم ؟ . لطفا هر کس می داند ، کامنت بگذارد و اطلاع دهد .                                                                                         با نهایت امتنان                                                                                           ارادتمند "راقم"                                                          (image placeholder)  &lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;ما بعد التقریر : پاسخ خیلی راحت بود ، اما مع الاسف هیچکس جواب درستی نداد . پاسخ این است : ماه بعد که برای پرداخت پول نفت آمدند همان طور که سر سفره نشستـــــــــــــه ایم ،اسکناس بدون گوشه را نشانشان می دهیم و آنها هم عوضش می کنند . خیلی ساده بود نه ؟ .                                                         (image placeholder)&lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299365031672857?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299365031672857/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299365031672857' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299365031672857'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299365031672857'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_113299365031672857.html' title='گوشه'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299359265304680</id><published>2005-11-26T11:56:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T11:56:32.653+03:30</updated><title type='text'>طنزی من باب ادخال سرور</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;چهل سال بعد در همین روز : علی دائی که در آستــــــانه هشتاد سالگی ، هنوز هم بازیکن  تیم ملی   است!،در مصاحبه ای با خبرنگار شبکه تلویزیونی حقایق پنهان ! شرکت نمود.وی،با ریش سفید بلنـد و عصا و عینکی از نوع مرغوب ! در حالیکه روز گذشته دو هزار و صد و پنجاه و ششمین گل ملی خــــود را به ثمر رسانده بود ! ، در پاسخ این سوال که :در چه زمانی بالاخره از فوتبـــــال خدا حافظی می کنی ؟ گفت : خدا می دونه ! تازه شم ، من که نمی خوام بازی کنم ، تیم ملی منو دعوت می کنــه ، بعدشم الان همه تیمای دنیا به تجربه گرائی رو آوردند ، اصل تجربه است نه جوونی !  وی رو به خبرنگار ما کرد و گفت مثلا تو  جوونی ، ولی علی دائی می شی ؟ نمی شی که!.علی دائی اعلام کرده  در جام جهانی ۲۰۴۶ گینه بیسائو ! همراه تیم ملی ایران بازی خواهد کــــــــرد و بعد از آن شاید ، شاید بطور موقت ! از فوتبال خداحافظی کند .لازم بذکر است تعداد جوانان مستعدی که بواسطه حضور دائی از بازی در تیم ملی باز مانـــــــــــده اند ، امروزه بمرز ده هزار تن رسیده است . خبر نگار حقایق پنهان افزود  ، رضا عنایتی بازیکن اسبق تیم استقلال پس از چهل سال  حسـرت بازی  بازی در تیم ملی،دار فانی را وداع گفت.بنا بگفته نزدیکانش،آخرین جمله ای که او برزبان جاری کرد ایــن  بود : دائی! ، دائی! ، دائی! . برادر مرحوم عنایتی به خبرنگار ما گفت : ما فکر کردیم دائی مون رو صدا می کنه و با تعجب به او گفتیم : دائی حسن یا دائی عباس ؟ ولی او دیگر جوابی نداد و از دنیا رفت.خدایش بیامرزد .&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299359265304680?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299359265304680/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299359265304680' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299359265304680'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299359265304680'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post_26.html' title='طنزی من باب ادخال سرور'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113299354110935766</id><published>2005-11-26T11:55:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T12:20:39.950+03:30</updated><title type='text'>نقد وبلاگ دانشگاه رودهن</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;وبلاگ : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.rudehen.com/"&gt;وبلاگ بروبکس دانشگاه رودهن&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع : فرهنگی &lt;br /&gt;نویسنده : مهرزاد&lt;br /&gt;اولین وبلاگ مستقلی که توسط نگارنده مورد بررسی قرار می گیرد ، وبلاگ مذکور است . البته این مطلب فی نفسه دارای ارزش نبوده ، صرفا از جهات آماری و ثبت در تاریخ ! واجد اهمیت است .نقد را از نام وبلاگ که علی القاعده نقطه شروع  آنست ، آغاز می کنم . « وبلاگ بروبکس ! رودهـناز اوضاع دانشگاه آزاداسلامی واحد رودهن » . اینکه در گذر زمان ، کلمات و عبارات و ترکیبها و اصطلاحات جدید به عرصه زبان و بیان هر ملتی وارد می شوند هیچ اشکال ماهوی ندارد بلکه از جهاتی می تواند مباح و حتی لازم و مفید باشد .فائده آن از اینروست که به مقتضای فرهنگ و اندیشه مردم این زمان ساخته شده ، با افکار و روحیات نسل فعلی هماهنگ و هم داستان است . جوانان نسل جدید هم بهتر می توانند با آنها کنار آمده مصطلحشان نمایند . اما آنچه گاهی در فرهنگ « اصطلاح سازی » ، مغفول واقع می شــــــــود هم آوازی و هماهنگی آن اصطلاح جدید با روح و روان  مردم است . برخی ترکیبهای خلق الساعه که مع الاسف به غلط مصطلح نیز  تبدیل می گردند ، نه می تواند مفهوم مورد نظر را بمعنــــــــــای واقعی کلمه ، افاده نماید یا برساند ، نه ترکیب زیبا و دوست داشتنی و ادیبانه ایست که همه حتی فرهیختـگان جامعه هم بدون شرم بتوانند از آنها استفاده به معنی نمایند . یکی از این ترکیبات که متاسفانه به غلــط مصطلح نیز تبدیل شده و کار هم از کار گذشته وحتی در فرهنگها هم رسوخ کرده ترکیب« خالی بندی » است که راقم با وجود استفاده از آن بواسطه رایج بودن و فقدان مفری برای گزیر و گریز ، همچنان نسبت بآن احساس خوبی ندارد .از دیگر اصطلاحاتی که خوشبختانه هنوز زیاد رایج نشده و در واقع بیشتر توسط نسل جـوان و جدید ، مورد بهره برداری قرار می گیرد ، همین عبارت « بروبکس » یا چیزی شبیه بآن است .یکی از علل گرایش به اصطلاح سازی ، در واقع خلاصه کردن مفهوم مورد نظر است و در گذشتـــــــه های دور نیز به همین دلیل کلمات و عبارات زیادی چه از طریق فرهنگستـــــــــــــــــــــــــان یا اززبانهای خارجی یا حتی از صحبتهای مردم کوچه و بازار ، وارد زبان ما شده که اکثرا بلا اشکالند و پذیرفتنی .نمی دانم ، شاید بمرور  و در اثر صیقل دوران و زمان ، مشکل این اصطلاحات نوساز نیز برطرف شــــــــود .قدر مسلم اینکه الحال و فی زماننا هذا ، بدل نمی نشینند .و اما بعد ... شکل و شمایل وبلاگ و استقلالش از بلاگ مستـــــــــــــــرهای فعلی ، که فی نفسه ، بزعم راقم ، نه مضموم است و نه ممدوح . اما از این جهت که می توان بنوعی تنــــــــــــــــــــــــــوع و تفرجی را ملاحظه نمود ، ستودنی است ، هم از این جهت که امکانات وبـــــــــــــــــــــــلاگ را می توان بنا به سیاق آن ، مورد تجدید نظر و اثر قرار داد ، شکل و وضع ظاهری و صفحات داخلی را نیز هم .که از این منظر باید خالق این وبلاگ را مورد ممادحت و مشاوقت قرار داد .ازین میانه می توان نشریه جمعه نامه را باز شمرد که در واقع ، خود یک وبلاگ مستـــــــــــــــــقلی است یا شاید از زاویه ای با وجود جمعه نامه و دیگر مختصات ، با اندک ارفاقی بتــــــــــــــــــــــــوان عنوان سایت را باین نشریه اینترنتی اطلاق نمود . با در نظر گرفتن تمایزات سایت و وبلاگ ، که البتــــــــــــــــــــــــه فرق چندانی هم ندارد که سایت باشد یا وبلاگ ، مهم محتویات ظرف است نه شکل ظاهریش.جمعه نامه که در حقیقت با توجه به مطالبش تحقیقا یک نشریه علمی محســــــــــــــــــــــــــوب گردیده ، محتویاتش با اندکی اغماض ، بسیــــــــار خواندنی ، متنوع ، جذاب و مورد پسند تمام سلائق می باشدو سایر وبلاگرها هم اگر باین آدم با ذوق تاسی کنند ، نگارنده مقصود خویش را از نگارش این بخش نقد ، استحصال نموده است .از امکانات دیگر این سایت وبلاگ ! بخش قالب های رایگان است که با مختصری توجه و تکمیـــــــــــــــــــل، کمک موثری به جویندگان و علاقمندان این مجموعه ها و نهایتا وبلاگهای فارسی زبـــــــــــــــــــــــــــــــان می نماید .کالبد شکافی : از جمعه نامه که بنوعی یک « نشریه الکترونیــکی علمی ، تفننی » یا « گشت و گذاری در جهان علم و طبیعت » یا « تــازه های حیات وحش » یا ... می باشد ، اگر بهمیـــــــــن گذر و نظر اکتفا نموده و بگذریم ، به متن اثر و تازه ترین پست آن ، یعنی « وقتی که باید هلو را .... » ، می رسیم .راقم این سطور که آخر الامر متوجه نشد که باید هلو را خورد یا فرو هشت .سوال این حقیر سرا پا تقصیر از نویسنده گرانقدر این مطلب این است که هدف از نــــــــــــــــــــــــــــگارش آن و پیــــــــــــــــام بنهفته در  آن چیست ؟ اگر کسی بتواند این نوشته و منظور و مقصود نویسنــــــــده را در یک دو جمله خلاصه کند ، یک جایزه نفیس از « حقایق پنهان » دریافت خواهد نمود !!.خودتان پست را بخوانید و قضاوت کنید . آخر نفهمیدیم طبق رهنمود مولف اثر :&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;دنیا همینه دیگه. فرصتها مثل ابرهای آسمون می‌گذرنو هرکی که استفاده کرده بُرده. عقل سلیم  هم می‌گهکه با ندونم کاری و فس‌فس کردن، فرصت‌آی طلایی رونسوزون و دست آخرم کاری نکن که حسرت بخوری.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;یا اینکه :&lt;/span&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;و تصمیم که بالاخره با حداکثر آرا گرفته می‌شه.به قول یه ماشین نوشته: "تنهایی بهتر از گدایی عشق‌اه!".&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;عشق ؟!. چه واژه زیبا و عمیقی ! . واقعا می شود عنوان این هوسرانی ها را عشق گذاشت ؟ .بگذریم از اغلاط املائی  که لا اقل از یک دانشجو قابل پذیرش و گذشت نیست .عمل ها(امل ها) ، ذباله دان(زباله دان) ، الاف (علاف) زره (ذره) و غیره و ذالک .و در  آخر هم می رسیم به استفاده ناصحیح از جملات و عبارات محاوره ای و گفتــــــــــــــــــــــــــگوئی که علی الظاهر ، دارد به یک پای ثابت نقدهای نگارنده بدل می گردد .حتی اگر فرض را براین نهیم که انگیزه این نویسندگان از بکار بردن  اینـــــــــــــــــــــگونه جملات دم دستی ابدا تنبلی و کاهلی شان در جستجو ، یافتن و استخدام عبارات وزین و مطنطن نیـــــــــــــــــــــــــــــــست و هدف اینـــــــــــان ، بگفته دوستی ، ارتباط صمیمی تر با مخاطب است ، باز نقدی جدی برآن وارد استکه عبارت  از نابجا بودن این شیوه و عدم بکاربستن قوانین و ملزومات  آنست .&lt;br /&gt;قبول ! همه باهم دست بدست هم داده کلیـــــــــــــــــله و دمنه و گلستـــــــــــــــــــــــــــــان سعدی و دیگر شاهکارهای ادبی این بوم و بر را در یک جشن کتاب سوزی (فرهنگ سوزی) ، می سوزانیـــــــــــــــــــــمو متفقا از کلام محاوره استفاده می کنیم . آیا این کلام محاوره شما هیچ قانون و قاعده ای نـــــــــــدارد؟ یعنی بواقع ، در این روش هرکس ، هر کلامی را با هر شکل و شمایل و ترکیبــــــــــــــــــــــی که خواست می تواند بکار بندد . بزرگانی که ازاین گونه سخن در ادبیاتشان استفاده نموده اند متر و معیـــــــــــــــار و  قانونی را برایش وضع کرده اند که عدول از آنها را ، نباید و نشایــــــــــــــــــــــــــــد .ترس و نگرانی راقم ، از این است که این بیماری ظاهرا مسری به مجلات و روزنـــــــــــــــــــــــــامه های ما نیز سرایت نماید . صمیمیت با مخاطب ؟!. سازنده گنج قارون هم میتوانــــــــــــــــــــــــــــست همین دلیل غیر مبرهن را برای ساخت فیلم با ارزشش ! ارائه نماید . صمیمیت با مخاطب ؟! .البته نا گفته و نانوشته نماناد که  این مطلب هرچند از کلام محاوره به بدترین و شلخته تــــــــــــــــــــــرین شکل ممکن استفاده نموده ، اما چون اندکی چاشنی طنز دارد شاید ، شاید بتوان محاوراتــــــــــــــــش ! را بزحمت تحمل نمود . پست « روزگار بدون تو » قصد دارد مفهوم عشق زمینی را تبیین نماید .یک نفس راحت  . سرانجام نمردم و در پستی از یک وبلاگ یکی از روشهای صحیح استــــــــــــفاده از اینکلام محاوره را دیدم ! . جملات راوی غیر محاوره ایست و نقل قول ها محاوره . ایـــــــــــــــــــــــن یک روش عاقلانه و منطقی است برای بکار بستن این نوع کلام . بهمین سادگی و بهمیــــــــــــــــــــــن خوشمزگی روزگاربدون تو ! . بارقه هائی از امید نویسندگی را در این مطلب می توان یافت . صرف نــــــــــــــــــــــــــظراز مفاهیم و مظروفات که اغماضی نثارشان نموده ، برای پرهیز از مردن با آرزوئی بدل !!، فـــــــــــــــرض را بر خوب بودنشان می نهیم .یک احسنت جانانه براین پست « آنروز که من بخال ... » که آشکارا یک سرو گردن از نگارشـــــــــــات دیگر مولف بالاتر است و اگر بواقع محصول ذهن خودش باشد باید او را به آینده ای درخشـــــــــــــــــــــــــــــــــان امیدوار نمود . آفرین ! واقعا زیبا و تاثیر گذار بود و شاعرانه . نوشته ای سرشار از ایــــــــــــــــــــــــــــــــهام ، عبارات موزون و کلمات پر کشش . شاید این نوشته بنوعی پاسخ نویسنده وبـــــــــــــــــــــــــــــلاگ باشد به انتقادات راقم که با زبان بی زبــــــــــــــــانی که نه ، با بیانی فصیح می گوید ما هم خبره ایم و اهل فنو نابلد نیستیم . شما که اینقدر خوش ذوق و باسلیقه ای ، الحق و و الانــــــــــــــــــــــــصاف این دو پست مذکوره را قیاس بحق نما . قطعا بعرایض حقیر خواهی رسید .بررسی و تدقیق در بخشهای دیگر این جریده الکترونیکی ، افت و خیــــــــــــــــــــــــــــزی را  در کلام و بیان نویسنده بنظرمی رساند که مبین استعداد درنوشتن است وبی دقتی در گزینش،استعدادی که با اندکی وسواس در نگارش می تواند به نحو احسن بمنصه بروز و ظهور رسد . بررسی موشکافانه دیگر قسمتهای وبـــــــــــــــــلاگ را ، بجهت پرهیز از مطاوله ، وا نهاده و با آرزوی توفیقاین نویسنده عزیز ، نقد حاضر را بپایان می رسانم . و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله اطاهرین . وبلاگ بعدی : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://jj.blogfa.com/"&gt;تنهاترین سعید دنیا&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113299354110935766?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113299354110935766/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113299354110935766' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299354110935766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113299354110935766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/11/blog-post.html' title='نقد وبلاگ دانشگاه رودهن'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113044623779354909</id><published>2005-10-28T00:20:00.000+03:30</published><updated>2005-11-26T12:24:35.986+03:30</updated><title type='text'>بررسی  وبلاگ تناقضات</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;وبلاگ : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://brainbreach.blogfa.com/"&gt;تناقضات&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع : بررسی تناقضات &lt;br /&gt;نویسنده : سامان&lt;br /&gt;تناقضات وبلاگی است که قصد بررسی آن دارم . کالبد شکافی : در اولین پست صفحه اول ، نویسنده در ماه تولدش یا روز تولدش ، یک حکم کلی صـــادر نموده است : هیچ چیز را باور نکن ، فکر کن ، وقتی تفکر هست هیچ کس ، حتی دین ،حق دستور دادن ندارد . بگذریم که این دو سه جمله ، برای یک پست ، خیلی کوتاه است و توضیحی هم در بر نــــــدارد .  بسیار خوب ، قبـــول ، هیچ کس این واقعیت  که « باید بررسی کرد و فکر کرد و تحقیق کرد و هیچ چیــز را بدون تامل و دقت نپذیرفت » را منکر نیست . اما مرحله بعد چیست ؟. تحقیــــــــــــــق کن ، مطالعه کن ، بررسی کن ، بعد ... ، بعد یا رد کن یا قبول کن . یا بآن حقیقت مورد بررسی ، مومن شو یا کـــــــــــــافر .بهر حال یک جائی باید این تحقیـــــــــــــــــــــق ، پایان پذیرد . تا ابد که نمی توان در سر در گمی و حیرت ماند ، می شود ؟. البته آن حیرت فلسفی که عرفا از آن دم می زنند ، فرسنـــــــــگها با این حیرت فاصلهدارد . حیرتی که ناشی از تشکیک و تردید ما بهمه حقایق هستی باشد ، آنهم برای فــــــــــــــــــــــــرار از تقید و بند و بـــــــــــــــــــار ، با آن حیرتی که عارف پس از شناخت و ایمان ، در کنه ذات و صفات معبودش گم می شود و حیران ، خود را هیچ اندر هیچ می بیند  در مقابل آنهمه عظمت ، خیلی متـــــــــــــــــفاوتاست .چرا هیچکس حق دستور دادن نــــــــــــــــــدارد ؟ واقعا چرا ؟. پزشک هم حق دستور دادن بشما را ندارد .بسیـــــار خوب ! پیامبران و امامان  هم پزشک روح آدمی انــــــــــــــــــــــــــــد . شما وقتی نیاز به پزشکی برای معالجه خویشتــــــــــــن دارید ، تحقیق می کنید ، بررسی می کنید ، مطالعه و پرس و جو می کنیدو یک پزشک حاذق را انتخاب می نمائید ، بعد از ایــــــــــــــــــــــــن مرحله ، دیگر باید گوش بفرمان پزشک باشید . نبـــــــــــــــــــــــــــــــــاید از او علت تجویز فلان دارو را بپرسید . اگر او پزشک حاذقی  است و شماباین حقیقت ایمان دارید ، که فرض ما چنین است ، سوال دیگر معنی نـــــــــــــــــدارد ، باید گوش بفرمان پزشک بود . صبح یکعدد ظهر نیم و شب یک چهارم قرص را میل کنید ! چرا ؟ چرا دیگر ندارد .پس ، اول تحقیــــــق و مطالعه ، بعد یا انکار یا تفویض .« به همه چیز شک کن هر آنچه رامی بینی یا بتو می نمایند را باور نکن » کامــــــــــــــــــــــــلا حکم کلی قابل استناد و صحیحی است . اما بواسطه عدم جواز انکار دائم بجـــــــــــــــــــــــــــــــوانان ، باید ادامه این حکم را نیز ، تبیین نمائیم . به همه چیز شک کن ، بعد برخی را بـــــــــــــــــــــــــاور کن و برخی را دور بریزو باور نکن . درست ها را باور کن و غلط ها را دور بریز ، چطور افتــــــــــــــــــــــــراق قائل شویم ، این دو را، با حجت عقل و نقل که نقل ، در واقع اصطلاح فقهی کتــــــــــــــاب است و تحقیق و پرس و جو و مطالعه ، عقل هم که ابزار بشر است برای بررسی و تمیز .مطالبی هم که در پســـــــــــــــــــــــت بعدی نوشته شده بیش از حد مایوسانه است . دنیا ترکیبی استاز خوبیها و زیبا ئیها و بدیها و زشتیها . درســــــــــــــت است که هر چه پیش می رویم ، غلبه کمّی بدیها بر خوبیها را مشــــــــــــــــــــاهده می کنیم ، ولی هنوز هم می توان در همین دنیا به صحنه های زیبائی نگریست و لذت برد از مهر و عاطفه و گذشــــــــــــــت و ایثار و فداکاری و شجاعت و شهامت و صــــــــــفا وآزادگی و محبت و صدق و راستی و سخاوت و همه ارزشهای قشنگ انسانی . شایــــــــــــد هم این یاس از تفکری نشات می گیرد که پیش و بیش از همه از صادق هدایت متاثر است .من باید بحقیقتی اعتراف کنم و آنهم سرخوردگی برخی از جوانان ماست از دین و دیانت و هرکه و هرچهنام دین بر خود دارد . علت هم روشن است ، جوانان ما که خودشان پیامبـــــــــــــــــــــــــــــــــر اکرم ص و امیر المومنین ع را ندیــــــــده اند . افرادی خاص ، با هیئت و گفتاری  خاص ، بجوان امروزی گفتــــــــــه اند زمانی ، در گذشته های دور ، پیامبری بوده با این نام و نشان ، که او گفته باید انســـــــــــــــــــــــان بود وانسانیت کرد .  برخی از همین افراد خاص، بعد از چندی ، از راه انسانیت و اسلامیت منـــــــــــــــــــــحرفشده اند  و نهایتا جوان امروز هم دچار یکنوع دوگانگی گردیــــــده که کدام را باور کند .اما حقیقت اینست که هرگز خداوند آن افراد خاص را نماد اسلام قرار نداده ، آنها  هرگز برما حجــــت نبوده و نیستند ، حجت ما عقل و قرآن و سیره یا سنت است یا بعبارت دیگر همان عقل و نقل . بحث در اطراف این موضوع ، طولانی و مبسوط است و مجال دیگری می طلبد .در حال بررسی وبلاگ تناقضات بودیم در ادامه باین سوال می رسیم ومطالـــــــــــــــــب ماقبل و مابعدش.قران چند سوره دارد ؟ چند پیامبر آمدند و رفتند و چند ...  ؟دانستن پاسخ این سوالات آیا دردی را دوا می کند ؟ یا اصلا لازم است ؟. کاش می پرسیدیـد اسـاسـا پیامبران برای چه مبعوث شدند ، قران چیست ، نه اینکه چند سوره دارد .دانستن جواب این سوالات است که ارزش محسوب می شود . کی می شـــــــــــــــــــــــــود در فهم دین از «چند» ها فاصله گیریم و به «چرا»ها و «چون» ها برسیم ، از کمیت به کیفیت .و از اینها مهمتـــــــــــــــــــــــــــــــر اینکه ، همان گونه که عرض کردم ، هیچ انسان در دسترسی  ، در عصرحاضر را ، نباید نماد اسلام فرض کنیم . اگر آن کسی که شما رااز اهالی جهنــــــــــــــــــــم می شمارد ،  از نظر شما شایسته مسلمانی نیست به اسلام چه ربطی دارد ؟ اگر گروهی در فهم دین دچـــــــــــــــــار ضعف و مشکل شده اند به حقیقت این دین آسمانی چه دخلی دارد ؟ . شمـــــــــــــــــــــــا خودت با درکخودت برو و اسلام را بشناس و از آن تبعیت کن . « این مردم بیچاره از جانور کمترند و... » راستی این جملات متعلق بهمان فیلسوفی نیــــــــــــــــــــستکه از شدت دانش و معرفت انتهار نمود ؟ . اگر ایشــــــــــــــــــــــــان واقعا با فلسفه اش قادر است مشکلیک جامعه ، یک نسل را حل کند ، چرا از تحلیل معضلات خود عاجز شد و کارش به انتهار کشید ؟.از آن گذشته ، بخشی از جمله این دانشمند محترم مورد استناد شما ، بنظرتان ، آشنا نیـــــــــــــست ؟ فکر نمی کنید شاید ایشان این بخش جمله را از جائی وام گرفته باشند ؟.  لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Traditional Arabic;font-size:130%;"&gt;﴿179﴾ &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;(اعراف)با این فرق که،قیاس کنید سخن ومنطق قرآن رابا سخن آن بزرگ مرد کوچک !؟.هر که باشد . که گفته اندانظر الی ما قال ولا تنظر الی منقال . سخن را بنگر نه گوینده سخن را .بایدها ونبایدها همه شان غلط نیست،ممکن است کورکورانه توسط بعضی اطاعت شود،اما غلط نیست. باید به پدر و مادر احترام  گذاشت ، نباید همسایه را آزرد .  این دو باید و نباید آیا اشکالی دارد . پس باین نتیجه می رسیــــــم که بایدها و نباید ها را پس از بررسی می توان رد یا قبول نمود . که همان حرف ماست و استاد بزرگ ،  ظاهرا ، اشتبـــــــــــــــــــــاه بنموده! .یک سوال : حیف نیست واقعا حیف نیست قران را با آن بلاغــــــــــــــــــــــت و نهج البلاغه را با آن فصاحت ، که قرنهاست کسی ایرادی و تناقضی و اشکالی بر آنها نتوانسته بگیرد ، رها کنیم و بســــــــــــــــراغ ... بگذریم .« ایرانیها از همه مردم دنیا باهوشترند » چه کسی این حکم کلی را صادر نموده است ؟. تقاضـــــــــــــایعاجزانه دارم در نوشته هایتان دقت کنید . زیاد از حد کلی صحبت نکنیــــــــــــــــــــــــــــــــد تا دست آویزی برای مخالفین دین گردد . «برای مغزهای ساده ....کلمه سه حرفی....خدا ...»این جمله پر مغز از کیست ؟، لابد از همان .... . برای همه ، حتی خودم ، متاسفم که هنـــــــــــــــوز خدا را نشناختیم تا بدانیم که ماسوی الله هیچ نیست ، هیچ . نه که تاریکی است ، ظلمـــات است نه ، هیچ چیزی وجود ندارد ، فقط خداست و بس . کمال ؟! آیا انسان بدون خدا و منهای خدا هم ، می تواند دم از کمال بزند . کمال انسان ، منـــــــهای حق ، چه معجونی خواهد شد . از یکجهت ، با دیدن این وبلاگ ، خوشحــــــــــــــــــــــــــــال شدم و از جهت دیگر غمیــــــــــــــــــــــــــــــن .خوشحالیــــــــــم ازین جهت بود که ، میبینم و میبینند که انسان بدون خدا ، چه موجود مایوس و غمگین و بی فردا و فرجامی خواهد بود و غمم البتــــــــــــــه از آن جهت نبود که مبادا جوانان با خواندن این وبلاگ نیم صفحه ای ، خدا را ، عشق را ، زندگی را ، کنار بگذارند و همه دسته جمعی دســــــــــــــــت به انتهارزنند ، بلکه بخاطر دلائلی بود که باعث فرار این جوان ، از دامن پر مهر عبودیت گردیــــــــــــــده و متاسفانهاین دلائل و عوامل هنوز هم می تواننــــــــــــــد جوانان دیگری را نیز ، اینچنین کنند  . شرحش بماند برایمجلسی و نوبتی دیگر .این جوان خودش بخودش جواب می دهد ، از یکطرف راهنمائی را ، ایجاد اثر را ، نکوهش می کند .چون پدرش باو گفته نظرت را برای خودت نگاه دار ، از طرف دیگر وبلاگ ایجاد می کند و حرف می زندو برای خالی نبودن عریضه انگیزه وبلاگ نویسی را «معرفی خودم به سایه خودم» عنـــــــــــــــــــــــــــــوان می کند . برای «معرفی خودم به سایه خودم» بنظر شمــــــــــــــــــــــــــــا دفتر خاطرات مناسبتر نیست .شما وبـلاگ ایجاد کردید که مردم آنرا بخوانند و از آن تاثیر بگیرند . در غیر این صورت دفتر خاطرات می نوشتی ، یا با تصویر خودت در آینه صحبت می کردی ....جوان عزیز قبل از اینکه دست بقلم ببری فکر کن و بعد بنویس .همه آنچه من و شما در ذهن داریم و یاد گرفتیم از جمله معلومات همین جوان عزیــــــــــــز را ، گذشتگانما با مرارت و زحمت نوشتند یا سینه به سینه منتقل کردند ، تا بما رسید . حال ایشـــــــــــــــــــــــــــــــان رهنمود می دهند که نظر ندهید ، نظرتان را برای خودتان نگه دارید . آقا لطفا از فردا روزنــــــــــــــــامه ها ،مجلات،اینترنت،چاپ و نشر و هرآنچه اسباب نظر دهی و اظهار اندیشه است را جمع کنید ، هان ؟، چطوراست ؟. این شد تناقضات دین ؟ این شد تناقضات توحید ؟ .شما را بحق حق قسم ، اول فکر کنید ، بعد بنویسید ، این تفــــــــــــــــــــــــــــــکر است که از هفتاد سال عبادت ، بفرموده آن نگار بمکتب نرفته ، برتر و بالا تــــــــــــــــــــر است ، تفکری که جوانی را از نگارش این مطالب باز می دارد . موضوعات زیادی برای وبلاگ سازی وجود دارد ، لازم نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــستحتما افکار خام و پرورش نیافته مان را بخورد خلایق دهیم .پوزش می خواهم که انـــــــــــــــــــــــــــدکی رک صحبت کردم ، قرارمان این شد که با آرامش از هم انتقاد کنیم ، کسی هم دلگیر نشود . اختلاف بر سر افکارمان است نه موجودیت و رفاقتمان .مخلص آقای تناقضات ، سامان عزیز ، هم هستیم .جمله قصار وبلاگ یا «درباره...» ، جمله درستی بنظر نمی رسد . مطالبی که واقعا نادرستنـــــــــــــــــــــد و مطالبی که غلط بنظر می رسند ، ارتباطی با تناقض ندارند . معنای رایج تناقض در واقع عبارت است از دو موضوع متضاد در یک واحد .نام وبلاگ علی رغم محتوا ، نام جذابی است و بیننـــــــــــــده را  به دیدن وبلاگ تحریک می نماید . قالب هم علی رغم نداشتن عنوان ، پذیرفتنی است . فقط این خدماتی که در انتها قرار گرفتــــــــــــــه ، اندکینابجا بنظر می رسد . همچنین است لینک شادمهر .بهر تقدیر برای این نویسنده جوان اندکی انصاف و کلی توفیق آرزو می نمایم . یا حق وبلاگ بعدی : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.mordabe-sangi.blogfa.com/"&gt;کاش پایان دلخوشی ها مرگ نبود &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113044623779354909?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113044623779354909/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113044623779354909' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113044623779354909'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113044623779354909'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_28.html' title='بررسی  وبلاگ تناقضات'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038580546926262</id><published>2005-10-27T07:33:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:33:25.470+03:30</updated><title type='text'>تنویر</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;در مطلب قبــــــــــــــلی عرض کرده بودم که باید طبق همان دستوری که از مرتبطین با منبع وحی رسیدهعمل کنیــــــــم . هنوز هم بر همین اعتقاد پای می فشرم . علی رغم اینکه دوستی در نظری ، محترم ، فرموده بود که کاردین را بر جوان دین خواه ، سخت نکنــــیم که این نظر ، کاملا با نقطه نظرات ناچیز حقیر، در یک جهت است .منهم بر این عقیــــــــده ام که « الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق » و هر کس می تواند   از راه و روشخودش که با فرهنـــــــــــــــــــــگ و سنت و عقل و فکر و حتی مذهبش هماهنگی دارد با خدایش مانوس گردیده ، رابطه برقرار کند .اما آنچه در این میــــــــان ، از نظر نباید دور داشت ، حقیقت رعایت عین دستورات است ، مثالی میزنم : اگر کسی طالب روزی حلال باشد ، راههای زیــــــــــــــــــادی پیش روی اوست که بنا بمیل و خواستش ،از هر روش عاقلانه ای که بخواهد ، در جهت نیل بمنظورش پیش می رود . اما برای یافتــــــــــــــن گنجیخاص ، در محلی معین ، نمی توان میـــــل را در نیــــل دخیل نمود . باید بر طبق نقشه ای دقیق و عمل بموبموی آن به دفینه مورد نظر رسید .کما قال سیــــــــــــدنا و امامنا جعفر بن محمد الصادق ع :(ترجمه) بدانید اسماء الله بمنزله دفائنند و عدد بمنزله ذراع آن مســـــــــــــــاحت ، اگر ذراع کمتر فرانهی به دفین نرسی و اگر زیادت بگیری نیز نرسی بلدر گذری ۱. همچنیــــــــن گفته اند بزرگان که عدد حکم دندانه کلید را دارد که به زیاد و کم نمودن آن در وا نمی شود .یکی از مشایخ روایت می کرد که در سوره مبارکه یس اسمی هست که برطرف می شود بسبــــــــــــبآن کوری مادر زاد . اورا گفتند که اگر کسی تمامی سوره را بخوانـــــد ، نفعی از این مقوله باو می رسد ،جواب داد : هرگاه حکیم دوائی را برای مرضی مقرر گردانــــــــــــــــــــــد و آن دوا در دکان عطاری باشد ، از خوردن همه ادویه دکان ، آیا نفعی باو خواهد رسید ؟.روایت دیگر : ثقه الاسلام کلینی در کتاب دعاء اصول کافی روایت نموده باسنـــــــــادش : عن العلاء بن کامل قال سمعت ابا عبــــــــــــــــــــــــد الله ع یقول :« وذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول » عندالمساء:لااله الاالله وحده لا شریـــــــــــــــــــــــــــــک له ، له الملک و له الحمد ، یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو علی کل شی قدیــــــــــــــــــــــــــــــــــر .قال : قلت : بیده الخیر قال : انه بیــــــــــــــــده الخیر ولکن قل کما اقول لک عشر مرات و اعوذ بالله السمیع العلیم حین تطلع الشمس وحین تغرب عشر مرات .در این حدیث ملاحظه می کنیــــــــــــــــــــــــد که علاء خواست بیده الخیر را زیاده کند ، یا ازروی استفهام گفت بیده الخیر اضافه گردد ؟ امام فرمود که البته خیــــــــــــــــــــــــــــــر در دست اوست ولکن همانطور که من بتو گفته ام بگو .روایت دیگر شیخ اجل صدوق در اکمال الدین به اسنــــــــــــــــــــــــــادش روایت نمود :(ترجمه) عبد الله بن سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــان گفت امام صادق ع فرمود :بزودی شبهه ای بشما می رسد ، پس بدون پرچم و نشانه ای که راهنمائی کند و بدون پیشوائی که هدایت نماید ، می مانیـــــــــــــــــــــــــــد . از آن شبهه رهائی نمی یابد مگر کسی که دعای غریق بخواند . گفتم دعای غریق چگونـــــــــــــــــــــه است فرمود :می گوئی یا الله یا رحمن یا رحیم ، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینــــــــــــــــــــــــــــــــک . من گفتم یا مقلب القلوب و الابصار ، امام فرمود : البته خدای عز و جل مقلب القلوب و الابصــــــــــــــــــــــــــار است ولکن چنانچه می گویم بـــــــــــــــــــــــــــگو ، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک .در این حدیث شریف نیز عبـــــــــــــــدالله خواست والابصار را اضافه نماید ، امام اجازه نفرمود ، فتبصر .اینها مشتی از خروار بود در تصدیق دقت در اجرای موبموی دستــــــــــــــــــــــورات ماثوره که به بیان آمد .ناگفته نماناد که هنوز برآن اعتقادم که الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق .این واقعا چه رسمی است که در پیش گرفته ایم . در وقت انـــــــــــــــــــــــــــــکار همه یک حقیقت را منکر می شویم و زمان تصدیق کلیت یک موضوع را مصـــــــــــــــــــــــــــــــــدق می گردیم . زمانی که از سخن منکران دین متاثریم همه دین ، حتی کلیات درستـــــــــــــــش را نیز ، بزیر تیغ شک و تردید و حتی تنکیر می بریم و گاه تاثیر از سخن دوستان حتی نادان دیـــــــــــن ، خرافات و اضافاتش را نیز مومن میشویـم .خدایا تو ، قدرت تشخیص حق از باطل ، سره از ناسره ، درست از غلط را بما بیــــــــــــــــاموز که حقیقت قرآن یا همان فرقان است و سخت بآن نیاز مندیم. آمین یا رب العالمین .۱ ـ روایات ، منقول از مقدمه کتاب شریف مفتاح الفلاح شیخ بهائی ره ، بفلم علامه حسن زاده آملی &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038580546926262?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038580546926262/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038580546926262' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038580546926262'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038580546926262'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113038580546926262.html' title='تنویر'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038576705918661</id><published>2005-10-27T07:32:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:32:47.060+03:30</updated><title type='text'>لیله القدر</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;ضمن تسلیت و تعزیت ایام شهادت قطب عالم امکان ،امیر مومنان ،بزرگمرد تاریخ عدالت و انسا نیــــــــت ، یکی از اهم اعمال لیالی قدر ، که جزء اعمال مشترکه شبهای قدر توسط محدث قمی منظور و مضبـوط گردیده را ، عرض میکنم .دو رکعت نماز مابین مغرب و عشا ، در هر رکعت ، یک حمد و هفت قل هوالله ، بعد از سلام نیــــــــــــــــــز هفتاد بار « استغفرالله و اتوب الیه » ، ربی ندارد . (در فرصتی راجع به اهمیت دقت در انجام عیــــن عمل و دستور ماثـــوره ، بدون کم و زیاد ، مطالبی عرض خواهم کرد ، همیـن قدر بگویم ، مهم است که اعمالعبادی را دقیــــــــــــــــــــــقا بهمان صورتی که امام ع فرموده بجا آوریم تا تاثیرات و نتایجش افزون گردد .)در روایت است که ، بعد از فراغت از نماز ، خداوند تمامی گناهان شخص را می آمرزد ، ماننـــد کسی کهاز مادر متولد شده .                                     &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:130%;"&gt;« اَللّهُمَّ وَفِّقنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضی »&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038576705918661?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038576705918661/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038576705918661' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038576705918661'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038576705918661'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113038576705918661.html' title='لیله القدر'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038566532120707</id><published>2005-10-27T07:31:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:31:05.323+03:30</updated><title type='text'>شیخ اسحق ، شیخ ابراهیم و دیگران</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;دوستی نظری داده بود که با خواندنش  ، بیاد داستانی افتادم  که بارها در منــــــــابر و مجالس مختلف ،علی الخصوص در شبهائی اینچنین احلی من العسل ، از مرحوم پدر شنیـــــــــــــده بودم . نقلش خالیاز لطف نیست . مرادم از نقل ، مفاهیم است ، به شرح و تخلیص و نامها و تواریخ و... ، زیاد توجه نکنید . مرحوم پدرم ، که روحش قرین آرامش باد ، نقل میکرد :در زمانهای دور ، شیخی بود مراد مریدان و معتمد شهر ، با جبینی پینه بسته از عبادت ، بنام شیــــــــخ ابراهیم . تقوا و پاکدامنی اش آنچنان شهره شهر گردید که جوانی ، قبل از عزیمت به بیــــــــــــــــت الله ، همسرش را نزد شیخ ، برسم امانت ، سپرد  تا در طول سفر حج ، زن جوان ، از گزنــــد بلایای آن عهد وروزگار مصون بماند . شیخ ابراهیم ، امانت را به اندرونی فرستاد و جوان نیـــــــــــز با خاطری آسوده عازم حج گردید .روزی شیخ ، برای وضو ساختن بحیاط منزل آمد در حین وضو چشمش بصورت زیبای آنـــــــــــــــــزن خطورنمود و شیخ ابراهیــم ، مفتی پر آوازه و متقی ، با یک نگاه شیدا شد . روزها با خود کلنــــــــــــــــــــــــجاررفت تا سر انجام زمانی بخود آمد و نفسش را خطاب کرد ، چه می کنی ، شیـــــــــــــــــــــــــــخ ابراهیم .با همین یک نهیب وجدان ، زن و فرزند و خانه و زندگی و امانت و عیره را رها نــــــــــــموده ، سر به بیابانگذاشت ، بقصد یافتن و دیدن و طلب هدایت از استادش در شهری دور . استــــــــــــاد را یافت اما او را نیز یارای پاسخ گوئی و ارشاد نبود . بناچار ، استاد نشانی استادش را بشیــــــــــخ ابراهیم داد . در شهریدورتر ، مردی بزرگتر بنام شیخ اسحق .شیخ ابراهیم راهی دیار شیخ اسحق شد تا از وی در این مشکل استـــــــــــــمداد و یاری و ارشاد جوید .پرسان پرسان ، زمین های زیادی را در زمانهایی طولانی در نوردیــــــــــــــــــــــــد تا سرانجام بشهر شیخاسحق قدم نهاد . از هــــــــــــــــــــــــــــــــر کس در آن شهر سراغ منزل شیخ اسحق را  گرفت ، پاسخش طعنه ای بود و زهر خندی ، که تو را با منــــــــــــــــــــــــــــــــزل آن بد کار چکار . آن مطرب خمار لواط کار .اعجاب و حیرتی غریب شیخ ابراهیم را فرا گرفت . او استاد استاد من است بدکار نیـــــــــــــــــــــــــست ،این نجوای شیــــــــــــــخ بود با خودش . تا اینکه سرانجام با الحاح سائل و اکراه مسئولین ، نشانی منزلشیخ اسحق را یافت و حرکت کرد . بنزدیک منزل که رسیـــــــــــــــــــــــــــد ، دید ظاهر خانه بخانه بدکارانمی ماند . اما دل بدریا زد و دست بکوبه در . صدائی از پشت در بستــــــــــــــــــــــــــــــه گفت : دررا بروی شیخ ابراهیم باز کنید ، از راه دوری آمده . یاللعجب ، این کیـــــــــست که از پشت در بسته خبر می دهد ، وارد منزل شد ، شیخی آبله روی را دید با نوجوانی زیبــــــــــــــا در کنارش وجامی پر از می  در دستش یک تار سالم ، کنار دستش و یک تار شکسته هم ، کنار درب منزل . تعجب شیـــــــــــــــــــــــــخ ابراهیماز دیدن این مناظر صد چندان گردید .شیخ اسحق اما ، از مافی الضمیر او ،انگار با خبر بود ، گفت : ها ، تعجب می کنی ، نه ؟ این تـــــــار که می بینی آماده شکستن است و بسرنوشت آن تار شکسته کنار درب دچار خواهد شــــــــــــــــــــــــــد ، حاصل دست یکنفر تار ساز است که در شهر ماست و روزی یک تــــــــــــــــــــــــــــــار می سازد . من اینیک تار را ازو می خرم تا روزی عائله اش  فراهم گردد و آنرا می شکنم که بدست نـــــــــــــــا اهل نیوفتد .این نوجوان زیبا فرزنـــــــد من آبـــــــــــــــله رو و زشت صورت است ، بشهادت همسرم . مگر « و یصورکمفی الارحام کیف یشاء » را نخوانــده ای . همسرش نیز بر این حقیقت گواهی داد که این نوجوان ، فرزندشیخ اسحق است .و اما این جام می که در دستم می بینی ، محتوی آب است . من آب را ، در جام شـــــــــراب می خورم که مردم ، مرا شیخ و معتمد شهر نپندارند و همسر نزد من بامانت نگذارند ، تا با یـــــــــــــــک نگاه شیدا گشته ، آواره کوه و بیابان شوم ، از برای یافتن اسباب نجات .آری دوستان عزیز نه بظواهر افراد می شود در بواطنـــــــــــــــــــــــــــــــــشان قضاوت کرد  و نه هیچکس را بواسطه آن ظواهر از خود پست تر و دون مایه تر فرض نمود . یاحق&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038566532120707?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038566532120707/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038566532120707' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038566532120707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038566532120707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113038566532120707.html' title='شیخ اسحق ، شیخ ابراهیم و دیگران'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038560779695584</id><published>2005-10-27T07:30:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:30:07.796+03:30</updated><title type='text'>مهرورزی</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;روی سخن با با کسانی است که مدعی حکومت بشیوه امیر مومنانند اما حتی یک نــــــــــــــدای مخالف ، یک نجوای منتقدانه را نیز تحمل نمی کنند .مگر گنجی چه کرده است که مستحق چنین هجرانی است . آیـــــــــــــــــا جز انتقاد ؟. آیا اسلحه بدست ، بجنگ اسلام آمده ؟ . حتی اگر فرض را بر مجرمیت او هم بگذاریم باز مجرمی  است که بیـــــــــــــش ازدوسوم دوران محکومیتش را سپری کرده و شایسته رهائی است .گنجی که بقول دکتر سروش :«اینان اگر از دوستانند مستحق مروتند و اگر از دشمنانند مستحق مدارا، و به هيچ حال سزاوار زنجيـــر و زندان نیستند. و عتابی که می کنند اگر با امام جایرست افضل الجهاد ست و اگر با امام عـــــــــادل است شايسته داد، نه بی داد است.»آیا شایسته حکومت عدالت محور و اسلام پنـــــــــــــــاه ، این نبود که در این ماه مبارک رمضان ، گنجی و زر افشان و دیگر محکومینی که به گناه بیان(حق و نا حقش بماند) محبوسنــــــــــــــد و چشمان منتظریچند بــدرب آزادیشان دوخته شده و فرزنـــــــــــدان و همسرانی دل ناگرانشانند را ، آزاد نموده با این عملمُهر مِهر بر جبین حکومت تثبیت و ننگ حبس اندیشه را از دامان آن برمی افکندید ؟.نه چنیــــــــــــــــــــــــــــن است که تاریخ این وقایع را بفراموشی سپارد . همانگونه که عفو و گذشت کریماهل بیت برآن اعرابی که نرسیده لب به دشنام و افترا بر وجود مقدسش گشود ، بر حـــــــــــــــــــــــــافظهتاریخ ثبت و حکومت بر قلوب مومنان را تا قیامت برای امامـــــــــــــان رحمت و شفقت بواسطه سیــره ایاینچنین مهر مدارانه باعث گردیده . تاریخ حافظه ای قوی و مردمان حافظه ای ضعیف دارند . عقلا هرگز آن را به این نمی فروشند .                                    &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:130%;"&gt;مهر ورزی با بندگان خدا     &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038560779695584?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038560779695584/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038560779695584' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038560779695584'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038560779695584'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113038560779695584.html' title='مهرورزی'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038556725997258</id><published>2005-10-27T07:29:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:29:27.260+03:30</updated><title type='text'>قدردانی</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;نویسنده &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.labgazeh.blogfa.com/"&gt;وبلاگ لبگزه&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، نه تنها نقد این حقیر را خوانــده ، بلکه آن را تمام وکمال ،در وبلاگ خود ، منعکسکرده ، که موجبات دلگرمی راقم را فراهم نموده است .ببینید دوستان عزیز من ،نه مدعی هستم که ناقد عجیب و غریبی هستم ، نه نقد خود را مائــــــــــده ایآسمانی برای وبلاگ نویسان می دانم ، نه شما را ملزم به اعمال نظراتم می انگارم ، نه متـــــــــــــــوقعمکه همه دوستــــــــــــــــــــــــان نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه مرا بی کم وکاست منتـــــــــــــــــقل کنند  و نه پندار متکبرانه و متفخرانه دیگری راجع به نوشته هایم دارم .عرض من این است که وقتی دوستی اظهار تمایل می کند تا وبلاگش مورد نقد قرار گیــــــــرد ، که همین بتنهائی نیز شایان امتنــــــان است ، و نگارنده چند ساعت وقت گذاشته بد و خوب وبلاگ را ،از نظر خود،بیان میدارد ، اولین و کمتــــــــــــــــرین توقع از آمر نقد ایـــن است که آنرا بخواند لا اقل ، بعد اگر اشکالی ،نقصی ، ایرادی در عریضه دیـــــــــــــــــــد آنرا با یک کامنت مختصر ، که  از دید راقم خیلی با ارزش است ،بیان نماید ، همین . آیا این توقع زیــــــــــــــــــــــــــــادی است که برخی دوستان کم لطفی نموده حتی ازتقریر یک کلمه شش  حرفی «خواندم » نیز دریغ می کنند . با مراجعه به بخش نظرات مصــــــــــــــداقهای عرایض بنده مشخص خواهند شد . چون اگر فرض کنیم پست بررسی فلان وبلاگ ، یک خواننـــــــــــــده ،فقط یک خواننده داشته باشد ، این یک نفر علی القائده باید نویسنـــــــــــــــــــــده آن فلان وبلاگ باشد .بهر تقدیر از سیــــــــــــــــــــد عزیز که دلگرم کرد ، این ناقد بی جیره و مواجب را و مواجب ما را بطور کاملبا اضافه کاری و مزایا و غیره!! پرداخت ،  تشکر نموده ، ارادت راقم به سادات را نیز دو چنــــــــــــــــــــدان نمود .  البته دوست عزیزم نویسنده وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.reyhani.blogfa.com/"&gt;دوستان&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; و وبلاگهای &lt;/span&gt;&lt;a href="http://ii.blogfa.com/"&gt;فریاد&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://baharnarange.blogfa.com/8406.aspx"&gt;باران&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://faryadejaras.blogfa.com/"&gt;فریــــــــــــــــــــــــــــاد جرس&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://hesaar.blogfa.com/"&gt;در این حصار بشکن&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://silence.blogfa.com/"&gt;سکوت&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;  و &lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/"&gt;گرگ بیابون &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;هم یا نظر یا لینک داده انـــــــد یا نقد را منــــــــــــــــــعکس نموده اندکه درهمین جاازهمه این دوستان نیز تشکر میکنم .(همچنین &lt;/span&gt;&lt;a href="http://sadegheboof.persianblog.com/"&gt;وبلاگ داغم که چرا ...&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; وسایرین)از زاویه ای دیگر می توان گفت که هدف غائی از نگارش این قلیل تقریرات یافتن چنــــــــــــــــــــــد دوستالکترونیکی است که این مهم فقط با تبادل نظر یا لینک یا مجموعا گفتگو حاصل می شود . یاحق &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038556725997258?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038556725997258/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038556725997258' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038556725997258'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038556725997258'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113038556725997258.html' title='قدردانی'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113038548412060954</id><published>2005-10-27T07:28:00.000+03:30</published><updated>2005-10-27T07:28:04.126+03:30</updated><title type='text'>نقد وبلاگ لبگزه</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;بعد از ثبت بررسی وبلاگ شب نامه ، عده ای از دوستان انتقاد کردند که لحن نقد ، بیش از حد گزنـــــده بوده ، از طرفی برخی دیگر خواهان نقد تند و تیز و واقع گرایانه و بدور از تعارفات معمول هستنـــــــــــــــــد که البته راقم نیز با گروه اخیر موافق تر است چرا که قرار است انتقاد کنیــــــــــــــــــــــم برای بهتر شدن ، یعنی تکیه نقد باید روی نقاط ضعف باشد در هر حال از همه عزیزانی که دلگیر شده یا خواهنـــــــــــــــــدشد قبلا عذر خواهی نموده از خدا مصرانه می خواهم یکنفر هم پیدا شود و وبلاگ راقم و ایضا خودش را بصورتی حقیقت مدارانه و آینه وار و واقع گرایانه ، نقد نماید .وبلاگ :&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.labgazeh.blogfa.com/"&gt; لبگزه &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع : آزادنویسنده : محمدرضا واحدیقالب وبلاگ ، از قالب های آماده بلاگفاست و بنظر ، انتخاب نادرستی نرسید لااقل چشـــــــــــــــم را آزار نمی دهد . عنوان وبلاگ در نگاه اول اندکی ثقیل و دور از ذهن بــــــــــــــــــــــــود ولی در بررسی مجدد و مطالعه شعر مرجع و مبنــــــــــــــــــــــــــای نام ، اندکی از ثقل آن کاسته شد . اما باید در نظر داشت کـه اولیــن دست آویز و حبل المتین وبلاگ نام آن است . در این اقیــــــــــــــانوس بی کران وبلاگـهای فارسـی که تعدادشان واقعا لا تعد و لا تحصی است ، اولین و مهمتـــــــــــــــــرین و تنها عامل و انگیزه برای کلیـــک کردن و ورود بفضای وبلاگ ، در حقیقت ، عنوان آن است و یک نام زیبا و تاثیر گذار می توانـــــــــــــد تعدادبیشتری مراجع و خواننده را جذب کند . در مورد تعداد مراجعین هم باید عرض کنم ، شـــــــــــــــــــــــــــما بهترین نشریه تاریخ را منتشر کنید ، وقتی خواننده نداشته باشد چه سود . زیباتریــــــــــــــــن فیلم دنیـابدون بیننده فایده ای ندارد . حتی اسلام هم بدون مسلمان ارزشی ندارد . پیغمبــــــــــــــــــــــــر اســلامهم که عقل کل بود ، مبالغی را ، تحت عنوان «مولفه قلوبهم» به جذب افراد اختــــــــــــــــــــصاص میــداد ، بعد برای آنها صحبت میکرد . تعداد کامنتــــــــــهای وبلاگ ، اولین چیزی است که توجه وبـــلاگر را جلــب می کند . منتها روش جذب و جلب مخاطب مهم است و ایده و فکری که برای این کار مستـــــــــــــــــــفاد می گردد . وبلاگهای رنگارنگی هستند که برای افزایـــش مخاطبشان بهر شیوه ای متـــــــــــــــــــــوســـلمی شوند . از تصاویر مستهجن تا نوشته های سخیف و نازل و موضوعات بی ارزش .اتفاقا برخی موفق هم می شوند و عده ای را مشتری دائمی و ثابــــــــــــــــــــــــــت خودشان مینماینـــد، نام نمی برم که سوء تفاهمی ایجاد نشود . به اعتقاد نگارنده این سطور اگر کسی بتوانـد با روشــهای معقول و منطقی و بدون تنزل شان خود و رسانه اش ، تعداد مخاطب را افزون نمایــــــــــــــــد ، می توانــد بخود و رسانه اش از این جهت ببالد . فراموش نکنیـــــــــــــم که فیلم گنج قارون در زمان خود ، تا مدتـــها پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بود .در قسمت موضوع وبلاگ ، علی القائده باید مطالبی مهمتر از این جملات ثبـــــــــــــــــت گردد . مطالبـیکه آنقدر از نظر نویسنده حائز اهمیت است که نمی توان آن (ها)را در یک پست ، بدلیل عدم ثباتــــــــشدر صفحه اول وبلاگ ، رقم زد . درموضوع پیوندها ، علی رغم درست بودن محتوا ،هم کلام قدری اطالــــه شده ، هم جای مناسبی ثبت نشده . مثلا می شد این جمله را ، آنهم در ابتدا یا انتـــــــــــــهای بــخش پیوندها قرار داد : ثبت پیوند لزوما دلیل موافقت با نظرات مطروحه در آن نمی بــاشد . یا چیـــــــــــــــــــزیشبیه یا حتی موجزتر از این . از یاد نبریم که ما اکنون در جهانی و زمانی زنــدگی می کنیـــــــــــــــــم کهایجاز ، استفاده بهینه از زمان و مکان ، یکی ازمهمترین ارزش ها باید محسوب شود .لینک ها را ، البته چندتائی که باز کردم و دیدم ، نسبتا پسندیدم . لا اقل حرفی برای گفتــــــــــــن دارند .نه مثل بعضی وبلاگهای این زمانه که فقط چرک نویس دفتر خاطراتند و بس .یکبار عرض کرده ام وجود خبر نامه را ، در وبلاگهای اینچنینی زیاد مناسب نمی دانم ،شاید بتـــــوان برایگرفتن ایمیل مخاطب و در ارتباط بودن با او راه بهتری یافت ، راه بهتری که نتیـــــــــــجه بهتر و استقبــــــال بیشتری را کسب کند . بیشتر از استقبال نا چیزی که معمولا از خبرنامه ها می شود .کالبد شکافی : اولین پست صفحه اول ، راجع به رمضان و قبر و قیامت است . قادر نیستــــم تعجب و شـــــادی خود را ازاینکه یک جوان امروزی از مقولاتی مثل رمضان و قبر و مرگ سخن می گوید پنهان نمایم . نه ، رو در هم نکنید ، قبر و قیامت به صاحبش قسم ، چیز بدی نیست . فکر مرگ انسان را زنـــــــــــــــده می کند . یاد قبر و تاریکی آن ، جوان را از خیلی اعمال که قبرش را تاریکتر می کنــــــد دور می ســــــازدتوصیه می کنم لا اقل هفته ای یکبار به قبرستانی بروید و به عاقبت و سرانجام دنیا عمیــــــــــــــــــقا فکرکنید . این ، فکر کردن است که از هفتاد سال عبادت برتر و بهتر است .پست فقیر ، نوول کوتاهی است که روی آن کار نشده . بیشتر شبیه طرح یک نوول است تا خــــــــود آن .بارقه هائی از استعداد داستان نویسی را می توان  بزحمت و کنکاش در آن یافت .پست تلمود اطلاعات جالبی است راجع به معتقدات یهودیان ،که نگارنــــــــــــده  از آن بی اطلاع بـــوده و مطالعه آن را به همگان توصیه می نماید . البته می دانستم که تورات فعلی تحریف شـــــــــــــــــــــــــــده و موضوعات نامعقولی در آن گنجانیده اند . آنچه راقم ، از دستور صریح قرآن ، راجع به اهل کتــــــــــــــــابمی داند ، این آیه شریفه است :ان الذین آمنو والذین هادو و النصاری و الصابئین من آمن باالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلــــــــــــــــــــهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون . (بقره ۶۲)بدرستی که کسانی از مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئین(پیروان یحیی ع) که موحــــــــــــــــــــدبوده بروز باز پسین ایمان  و عمل صالح داشته باشند اجرشان نــزد خدا محفوظ و هیچ تــــــرس و حزنــی نباید برآنها مستولی گردد . و نگارنده این سطور عرض می کند که اگر کسانی بر این اعتقادنــــــــــــــــــــد که غیر مسلمیــــن همه در آخرت معذب و خسران زده خواهند بود ، طبق نص صریح قرآن در اشتباهند . گوهر و جـــــــــــــــــــــــــــوهردینداری ، بفرموده حق ، سبحانه و تعالی ، ایمان بخدا و عالم پس از مرگ و عمل صالح اســــت که از هرکس با هر آئینی صادر شود مقبول در گاه احدیت واقع می گردد .بنظر می رسد نویسنده وبلاگ با اطلاعات مذهبی و دینی بیگانه نیست و این برای نــــــــــــــــگارش یـک وبلاگ توانائی مفید ی است .پست «لبگزه» ، تذکر بجائی است راجع بنام وبلاگ . هرچند که غزل مذکوره ارزش ادبی چنـدانی نـــدارد.قسمت «بشتاب ...» داستان خواندنی است و بجا ، اما ادبیات جمله معترضه میان آن با سایــــر بخشهاهماهنگ نیست« اگر تا اینجا را نخواندید بی خیال ...» باید عرض کنم که نگارنده این سطور، بهیچ وجـــه من الوجوه با استفاده از ادبیات محاوره در خلال یک نوشته یاوبلاگ مخالف نیست . اما بایـــــــــــــــــــــــددر نظر داشت که هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد . مرحـــــــــــــــــــــــوم جلال آل احمد بزیباتریــــن شکل از این گونه ادبی ، در نگارشاتش بهره برده ، بطوری که مطالعه آنها بسیــــــــــــار هم لذت بــــخش است . اما اگر شلختگی فکری و تنبلی ذهنی و کهولت در استخدام کلمات ، عامل این گونــــــــــــــــــــــه نوشتارها گردد ، که مع الاسف در وبلاگیسم این زمانه ، وفور موجب نفور آن بر کسی پوشیــــــــــــــــــدهنیست ، ارزش ادبی اثر را تنزل می دهد . حتی یکی از دوستان در انتـــــــــــــقادی به راقم نوشتـه بــــود«من بخشهای زیادی از تالیفات تو را نفهمیده ام .» در حالیکه آثار حقیر اصـــــــــــــــلا غامض و پیچیـــــدهنیست و علت این امر در واقع عادت کردن نسل جوان ما به ادبیات سهل الوصول و در دستـــــــــــــــــــرساست و سر سوزنی هم حاضر به تلاش جهت استعلای آبشخور فکری خویش نیستند .البته کلیت  وبلاگ لبگزه مصداق عرایض حقیر نیست .بنظر می رسد مطالبی همچون جمکران بیشتر با فضای معنـــــــــــــــوی حاکم بر لبگزه همســــوئی دارد تا عام الحزن . از اینرو که موضوع اخیر بیشتر حالت تقویم تاریخ دارد ، اگر بحث در اطـــــــــــــــــــــــــراف آناندکی گسترش میافت پسندیده تر و خواندنی تر می نمود . بگذریـــــــــــــــــــــــم که در پســـــت جمکراننیز محاوره بکار آمده ، که از قضابرخی قسمتها  در مظان نا بجائی و نادرستی نیست .قلم صاحب این اثر ، زیبا و خوش قریحه و مستعد بنظر می رسد . نوشته هایش  بدل می نشینـــــــــــــد و نشان میدهد از سر اجبار به نگارش رو نیاورده و قلم و متعلقاتش را لا اقل تا حدودی می شنـــــــاسد .قسمتهای خدیجه و گرسنگی ، آشکارا گویای این حقیقت است .پست راهنمائی هم که نمی دانم از کجای این وبلاگ سر در آورده که اصلا در خور آن نیــــــــــــــــــــست .دلیل و برهان هم نیاز ندارد حدس میزنم خود نویسنده نیز تاکنون متوجه شده باشد .و نهایتا پست نظر خواهی که اظهار لطف نویسنــــــــــــــــــــــــده است نسبت به این کمترین و توضیحاتمربوطه را قبلا عرض کرده ام . و من حیث المجموع ، باید به وبلاگ لبگزه و نویسنده خوش ذوقش تبریک گفت و همــــــــــــــــــگان را بهدیدن و خواندن این وبلاگ دعوت نمود .چند نکتــــــــــــــه به آفت نسیان دچار شد ، اول اینکه جای چند عکس ، در این وبلاگ خیلی خالی است، دوم اینکه استفاده بدون قصد و منظور از رنگهای مختلف در برخی پستها نابجا بنــــــــــــــــظر می رسدو نکته آخر اینکه فقط صفحه اول این وبلاگ در بررسی راقم مورد توجه قرار گرفت .و .... برای واحدی عزیز آرزوی توفیق روز افزون مینمایم . یا حق&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113038548412060954?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113038548412060954/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113038548412060954' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038548412060954'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113038548412060954'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_27.html' title='نقد وبلاگ لبگزه'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113028552060130474</id><published>2005-10-26T03:42:00.000+03:30</published><updated>2005-10-26T03:42:00.620+03:30</updated><title type='text'>نقدوبلاگ گرگ بیابون</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;مقدمه : با مطالعه وبلاگ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://news.blogfa.com/"&gt;اخبار سايت&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;  نوشته مدير سايت بلاگفا و مشخصاْ مطلب کيـــــــــــــــفيت بجايکميت ، به مبتلا به بودن معضلي که انگيزه نقد و بررسي هاي نگارنده گرديـــــــــــــــــــد  پي برده  ، هـم شادمان شدم هم غمگين . شادي ازاين جهت بود که تشخيـــــــــــــــص راقم درست بوده و حداقل يکنفر ديگر که علي الظاهر صاحب نظر مي نمايد نيز ، بر همين عقيـــــــــــــــــــــــــــده است . غمگين شدم که اين مشکل بواقع گريبانگير وبلاگيسم در ايران است . حقير با قطع نظر از اينکه شايد خود اين وبلاگ نيز باين بيماري مسري دچار شده يا نشده باشد ، راه حل را در کنــــــــــــــــکاش ، دقت و يادگيري نقاط قوت وبلاگهاي صاحب نام و يافتن علت توقيق و بکاربستن اين يافته ، بررسي موشــــکافانه وبلاگهاي فارسي زبان و پرسش اين سؤال که کدام قسمت جاذب المخاطب و کداميک موجب کسالت است  , مي بينــــد. چرا که در نگاه تيزبينانه به وبلاگ خودمان شايد تعصب ، تکرار مواجهه و دلائل ديـــــــــــــــــــگر مانع از يک استنتاج منطقي گردد . اگر يک تصميم جمعي يا عزم وبلاگي دائر بر ابراز نظر حقيـــــــــــــــــقي و اجتناب از جملات کليشه اي و ارائه انتقادات واقعي مبتني بر خير خواهي در ثبت کامنـــت ، جامه عمل بپوشد ، تدقيق در نظرات مراجعين نيز در اين راه مي تواند راهگشــــــــــا باشد . تاچه زمان ايــــــــــــــــــن جملات سخيف و تکراري«وبلاگ خوبي داريد,سري هم بما بزنيد» يا «آماده تبادل لينک هستم» که اگر بــــــفرض دوستانه و مشفقانه هم بـــــــــــــــاشد قطعا واقع بينانه و منصفانه نيست,بايد در قســــــــــــــمت نظراتوبلاگهاي فارسي ديده شود . بگذريم از کامنـــــــت هائي که همه مصرانه مي خواهنـــــــــــــــــــــــد ما را ثروتمند کنند. «ما براي کسب در آمد محيطي شفاف ...» يـــــا «تجارت الکترونيک ....» و از اين قبيل ، که واقعاْ نميدانم با اينها چه بايد کرد ، غير از حذف .کوتاه سخن ، بيائيم همه باهم براي اعتلاي فرهنگ وبلاگ نويسي,اين موقعيت وروش ايده آل ارائــــــــــه عقايد,تلاش کنيم ، کاستي هاي آثار دوستانمان را واقع بينانه و مشفقانه بيان و متقابلاْ از تشريــــــــــح نقاط ضعف اثرمان دلگير و افسرده نگرديم . و متذکر شويم که آينه چون نقش تو بنمود راست            خود شکن آئينه شکستن خطاست &lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;نکته ديگري که هم اکنون متبادر خاطر گرديد ، اينکه وبلاگهائي که در کامنت هايشان از نقــــــد و بررسيياد ننموده ، صرفا دعوت به رؤيت وبلاگ يا تبادل لينک نموده اند ، با فرض بر اينــــــکه صاحبان آنها تمايلي به مداقه و تحليل و تنزيه  آثارشان ندارند ، با کمال تعذير وتواضع ، در &lt;/span&gt;&lt;a href="http://haghayeghepanhan.blogfa.com/post-86.aspx"&gt;نوبت بررسي &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;قرار نگرفتند .&lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;                                          وبلاگ : &lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/"&gt;گرگ بيابون &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;موضوع : شخصي ، خاطره نويسي ، ادبي نويسنده : ميلاد م . ت&lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;اثر مورد نظر که نويسنده آن  بنا به اظهار خودش پزشکي جوان ميبـــــــــاشد را مي توان تحت موضوعاتخاطره نويسي و شخصي و يحتمل ادبي طبقه بندي نمود .قالب وبلاگ چشم نواز و پذيرفتني است و از هارموني رنگ قابل قبولي برخوردار . فقط اين مريــــــــــــلينکه جز زحمت و مرارت هايد کردنش هيچ حسن قابل اشــــــــــاره اي ندارد و با محتوا و مضمون وبلاگ همناهماهنگ ، وصله ناجوري است ببدنه اثر . اين هم از همان ابتلائــــــــات کذائي است که وبلاگرهاي مارابعضا دچارگشته است . چه اصراري است که حتما يک جــــــــــــــــــــــاوا اسکريپتي چيزي در وبلاگ نمود داشته باشد ، نمي دانم . بلاگ رولينگ ، شمارنده و خبر نامه از امکانات ديگر اين وبلاگ بشمار ميرود .وجود بلاگ رولينگ و شمارنده ، بسيار موجه و منطقي و خوب و پاکيزه . اما در مورد خبــــر نامه ، اعتقاد نگارنده اين سطور بر اين قرار دارد که ، بيشتر درحاشيه سايتهاي پر بازديـــد با امکانات ويژه کاربرد دارد ،که مخاطبين پرشمار خود را از بروز رساني و ساير خدمات ويژه سايت مطلع نمايد و احتــــــــــــــــــــــمالا نمي تواند براي وبلاگ حقايق پنهان ، که حد اکثر هفته اي يکبار ، با مطلبي چنـــــــــــــــد خطي آپ ديت مي شود ، مفيد باشد . چقدر پسنديده تر بود اگر وبلاگرهاي اين سرزمين هنگام تعبيه اينگونه خدمات ، به کاربردهاي ويژه آن بيشتر بذل توجه مينـــــــمودند تا به صرف قرار دادنشان در بدنه اثر  ، بجـــــــــــــهت رايگان بودن آنها و احتمالا زيباتر شدن دور نماي وبـــــــــــــــــلاگ . براي  اندکي متفاوت تر بودن يا احتمالا خالي نبودن سايدبار يا زيباتر شدن نماي وبلاگ ، مي توان از يــــــــــک ساعت زيبا يا يک موتور جستجو يا امکان استفاده از موسيقي يا ساير جلوه هاي بصري رايــــــــــگان که ضمنا مفيد و کاربردي نيز باشد ،بهره برد . براي آزمايش ميزان صحت نظـــــــــرات راقم ، مي توان بسادگي  تعداد اعضاي خبرنامه را مورد بررسي قرار داد .رنگي که براي برخي بخشها انتـــــــــــــــخاب شده ، بشدت باعث تأذي بصري است ، بطوريکه راقم برايمطالعه اين پستها مجبور به دراگ کردن همه پست گرديد و از اين منـــــــــــــــــــــــــظر بايد  مؤلف را موردانتقاد قرار داد . استعجاب  نگارنده از اينرو افزونتر گرديد که چرا تاکنــــــــــــون براي رفع اين کاستي آشکار اقدامي نگرديده است . نگاه کنيد اين بخش ها را  &lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/1384_6_drwolf_archive.html"&gt;يک&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/1384_6_drwolf_archive.html"&gt;دو&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt; ،&lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/1384_4_drwolf_archive.html"&gt; سه &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/1384_4_drwolf_archive.html"&gt;جهار&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;  و ....لوگوي وبلاگ بدلائلي که اظهر من الشمس است نزد اصحاب وب ، هيچگاه مرئي نگرديد .(اين برادر مريلين هم دست بردار نيست !! .)تصاوير واقع در عنوان قالب هاي متقدم نيز همين گونه بود ، نامرئي .عنوان وبلاگ ، که بطريق مألوف و نمط مرسوم ، در ابتدا بررسي مي گرديــــــــــــــــــــــــد و اين بار به آفت نسيان دچار شـــــــــــــــد ، را مي توان بدينصورت ارزيابي کرد که خود کلمات عنوان بطور مجرد و از منـظر زيبائي شناختي واژگاني ، جذابيت چنداني ندارند اما شايد آنجه آنرا از ديد نگارنده پذيرفتني مي نـــمايد ، در واقع مفهوم آن (آنها) ست . چرا که اين ترکيب ، تداعي کننده تنهائي و تجــــــــــــــــــــريد اســــت و مي توان آن را نمادي از در سفر بودن مؤلـــــــــــــف اثــــر دانست که صد  البته نشاني و يا سمبل زيــــاد سرراستي نيست . نکته ديگر محاوره اي بودن اين عنوان است که بهيچ وجه قابل توجيــــــــــــــــــــــــه و تفسير نيست و بجهت پرهيز از تکرار مکررات ، دلائل  آنرا ، متذکر نميگردد .پستهاي «رؤياها» ، «شعر گرگ بيابون» و... ارزش ادبي چنداني ندارند و اعتناي نويسنده وبــــــــــــــلاگ به آنها موجب استعجاب و حيرت راقم گرديد . پستهاي «رايس و قزويني ها»و... نيزاساسا قابل تشخيصو تميزو خواندن نبودند که بتوان ابراز نظر نمود .&lt;/span&gt;&lt;a href="http://drwolf.persianblog.com/1384_4_drwolf_archive.html"&gt;یک مطلب &lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;بزبان انگلیسی برای خواننده فارسی زبان را چگونه می توان توجیه کرد .اغلاط تايپي پست «باز هم در بدري» با اندکي دقت و بازنگري (بخوانيد ارزش قائل شـــــــــــــــــــدن براي مخاطب)قابل رفع بود .در مجموع وبلاگ گرگ بيابون ، با مختصري دقت و وسواس در گزينش يا نگارش پستها به يـــــــــــــــک اثر ارزنده تبديل خواهد شد . مهم اينــــــــــــست که در ناصيـــــــــــه اين جوان ، مي توان آينده اي درخشان را ملاحظه نمود .ضمن آرزوي تعالي و توفيق براي ميلاد عزيز ، تقاضاي هميشگي ، دال بر دلگير نشدن از بيان کاستيــهايمحتمل را ، معروض ميدارد . (image placeholder)&lt;/span&gt;&lt;br/&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113028552060130474?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113028552060130474/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113028552060130474' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113028552060130474'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113028552060130474'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_26.html' title='نقدوبلاگ گرگ بیابون'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-113011238473439762</id><published>2005-10-24T03:35:00.000+03:30</published><updated>2005-10-24T03:36:24.793+03:30</updated><title type='text'>حافظ</title><content type='html'>سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بـخت&lt;em&gt;&lt;br /&gt;بادت انـــــــــــــــــــــدر شهـــریاری برقـرار و بـر د و ا م&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال خـــــــرم ،فال نیــــــــکو ،مال وافر ،حال خــــوش &lt;br /&gt;اصل ثابــــــــــــــت ،نسل باقی ،تخت عالی ،بخت رام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                منسوب به حافظ&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-113011238473439762?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/113011238473439762/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=113011238473439762' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113011238473439762'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/113011238473439762'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post_113011238473439762.html' title='حافظ'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-112874187167633223</id><published>2005-10-08T06:47:00.000+03:30</published><updated>2005-10-08T07:24:47.216+03:30</updated><title type='text'>رمضان عشق</title><content type='html'>رمضان  ماه تقریب عاشق و معشوق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم بر عاشق و هم برمعشوق تهنیت&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-112874187167633223?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.haghayeghepanhan.blogfa.com/' title='رمضان عشق'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/112874187167633223/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=112874187167633223' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112874187167633223'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112874187167633223'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/10/blog-post.html' title='رمضان عشق'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-112725193301837896</id><published>2005-09-21T02:01:00.000+04:30</published><updated>2005-10-08T07:33:32.746+03:30</updated><title type='text'>تبریک</title><content type='html'>&lt;em&gt;&lt;strong&gt;میلاد نورمهدی مبارکباد&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-112725193301837896?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.haghayeghepanhan.blogfa.com/' title='تبریک'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/112725193301837896/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=112725193301837896' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112725193301837896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112725193301837896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/09/blog-post_21.html' title='تبریک'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15940067.post-112587892189275360</id><published>2005-09-05T03:40:00.000+04:30</published><updated>2005-09-09T04:44:48.553+04:30</updated><title type='text'>دیباچه</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بنام آنکه جان را فکرت آموخت چراغ دل بنور جان بر افروخت&lt;br /&gt;سلامی چو بوی خوش آشنائی !&lt;br /&gt;یک وبلاگ دیگر به دهها هزار وبلاگ فارسی اضافه شد! .&lt;br /&gt;اگر این وبلاگ هم همان مطالب بی محتوا و خیلی شخصی و بی ارزش بعضی وبلاگهای فارسی ( باستثنای وبلاگهای خوب و خوش - ساخت که تعدادشان کم هم نیست)را بخواهد ارائه دهد , احداث این وبلاگ نتیجه ای جز زحمت بی حاصل نخواهد داشت . بامید حق سعی خواهم کرد وبلاگی پرمحتوا وقابل استفاده تقدیم نمایم که این مطلوب حاصل نمی شود مگر با اندکی کاروزحمت .&lt;br /&gt;محتوای اصلی وبلاگ شامل بررسی ونقد وبلاگهای فارسی خواهد بود باین ترتیب که :&lt;br /&gt;وبلاگرهای عزیزی که مایلند وبلاگشان در ایجا مورد بررسی قرار گیرد کا منت گذاشته , آدرس بدهند , بهمراه اظهار تمایل برای نقد وبررسی وبلاگ مورد نظر . وبلاگها بترتیب مورد بررسی موشکافانه و امتیازدهی قرار خواهد گرفت .&lt;br /&gt;توضیح ضروری : مراتب فروتنی و اخلاص خود را نسبت به وبلاگرهای عزیز اساتید گرامی اعلام داشته تقاضای عاجزانه دارم این عمل بنده را بحساب هیچ چیز نگذارند الا نقدی از سر تواضع وبا هدف استعلای هنر وبلاگ نویسی وترویج فرهنگ نقد ونقادی .&lt;br /&gt;ضمنا نگارنده این سطور بر عیوب و نقائص وبلاگهای خود آگاه بوده , بی صبرانه در انتظار انتقادات و ارشادات شما , بهمراه اظهار تمایل جهت نقد وبلاگتان چشم براه خواهد بود .&lt;br /&gt;توضیحات تکمیلی در پستهای بعد تقدیم خواهد شد .&lt;br /&gt;ضمنا قسمتهای جنبی وبلاگ شامل : لینکستان جامع وبلاگهای فارسی + لینک وبلاگهای نقد شده , نظر خواهی راجع به بهترین وبلاگهای فارسی و اعلام نتایج + اهدای جوائز اینترنتی به ده وبلاگ برتر ,گلچین مطالب وبلاگهای برگزیده +دهها موضوع دیگر که بتدریج اعلام خواهد شد .&lt;br /&gt;در همین ابتدا لارم میدانم از وبلاگ خوب مژده بخاطر قالب زیبا و چشم نوازش تشکر نمایم .&lt;br /&gt;یا علی مد د تا پست بعد ..... &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15940067-112587892189275360?l=salam110.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://salam110.blogspot.com/feeds/112587892189275360/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=15940067&amp;postID=112587892189275360' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112587892189275360'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15940067/posts/default/112587892189275360'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://salam110.blogspot.com/2005/09/blog-post.html' title='دیباچه'/><author><name>begoomagoo</name><uri>http://www.blogger.com/profile/14039968511686836187</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
